الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
34
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
شدن سينهء پيامبر در كودكى و افسانهء غرانيق و نگاه عاشقانه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به همسر پسرخواندهاش و . . . براى همين به تهذيب سيره اقدام كردند . « 1 » ( 1 ) اين اضافه كردن ، يا به خاطر دوستى و حسن نيت و قصد خير بوده و يا به خاطر كينه و حسادت و دشمنى صورت گرفته است ؛ ولى با اين حال سيرهء حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله اين امتياز را دارد كه در بسيارى از موارد مطابق با وحى الهى است و قرآن كريم ، صحّت و حفظ آن را تضمين كرده و بسيارى از روايات آن به وسيلهء محدثان مورد وثوق واقع شده است . بر همين اساس لازم است كه سيره ، مورد تحليل علمى بىطرفانهاى قرار گيرد و موقعيتها و شرايط محيطى و عقايد و نظم و عادتها و سنتها و تقليدها مورد ملاحظه قرار گيرد . در اين بررسى ، سيره نبايد بر پايهء معجزات و كرامات و كارهاى خارق العاده بنيانگذارى شود ، مگر مواردى كه با دليل قطعى عقلى ثابت شده باشد . به طور كلى سيره بايد بر اساس اين سنّت الهى پايهگذارى شود كه : « انّ اللّه أبى ان يجرى الأشياء إلّا بالأسباب « 2 » ؛ خداوند ابا دارد كه كارها جز از طريق علل و اسباب واقعى جريان يابد » . ( 2 ) اختلاف در كتابهاى سيره كسى كه به بررسى كتابهاى سيره و تاريخ مىپردازد ، ملاحظه مىكند كه خبرهايى كه در مورد خوارق عادات و معجزات و غيره نقل شده است ، در ابتدا كم بوده و سپس زياد شده است ؛ يعنى كتابهاى قديمىتر داراى موارد كمترى از كارهاى خارق العاده و كرامات و معجزات بودهاند و در عين حال اين قضايا بيشتر با عقل جور در مىآمده است ، ولى كتابهاى بعدى داراى خوارق و معجزات بيشترى گشتهاند كه كمتر با عقل جور در مىآمده است . براى مثال ، « سيرهء ابن هشام » كه قديمىترين سيرهء معروف است ، بسيارى از مطالبى را كه ابو الفداء در تاريخش يا قاضى عياض در الشفاء ذكر كردهاند ، ندارد . و تقريبا بسيارى از مطالب متأخرين را نياورده است . بنابراين ، محقق بايد مقياس و ميزانى را در نظر بگيرد تا موارد اجماعى يا اختلافى را به آن عرضه كند . « 3 » و بر اساس اين مقياس مطالب را قبول يا ردّ كند .
--> ( 1 ) . به خلاصهء اين قصهها در صفحههاى آينده نگاه كنيد . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 183 . از امام صادق عليه السّلام و اين روايت صفّار قمى در بصائر الدرجات مىباشد همانطور كه در بحار الانوار ، ج 2 ، ص 9 نقل گرديده است . ( 3 ) . مثلا قصهء غرانيق كه مىگويد : هنگامى كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله از هدايت بزرگان قريش نااميد شد ، سورهء نجم را بر