الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
308
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) باز با سندى ديگرى از ابو حمزه روايت مىكند كه گفت : شنيدم كه امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » ، آنگاه فرمود : اين مخلوقى است كه از جبرئيل و ميكائيل بزرگتر است و همدم هيچ كسى قبل از محمد صلّى اللّه عليه و آله نبوده است و در حال حاضر همدم ائمة عليه السّلام است و آنها را محافظت مىكند . چنين نيست كه هر كسى بتواند به او دست يابد . » « 1 » ( 2 ) همچنين روايت ديگرى را در اصول كافى با اسناد از مفضل بن عمر نقل مىكند كه گفت : از امام عليه السّلام سؤال كردم كه امام چگونه به همه چيز و همه جا علم دارد ، در حالى كه در خانهاش نشسته و مشغول استراحت است . امام عليه السّلام فرمود : « اى مفضّل ! خداوند در وجود پيامبر چهار روح قرار داده است : روح حيات كه به واسطهء آن بيمار يا سالم مىشود ، روح قوّت كه به واسطهء آن پابرجا است و تلاش مىكند ، روح شهوت كه به واسطهء آن مىخورد و مىآشامد و با زنان آميزش مىكند ، روح ايمان كه به واسطهء آن ايمان مىآورد و به عدالت رفتار مىكند و روح القدس كه به واسطهء آن نبوّت را دريافت و تحمّل مىكند . بعد از آن كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قبض روح شد ، روح القدس به امام منتقل شد و روح القدس نمىخوابد و غافل نمىشود و به لهو و فراموشى دچار نمىگردد ، امّا چهار روح ديگر مىخوابند و غافل مىشوند و به لهو و فراموشى دچار مىشوند و با روح القدس أشيا را مىبيند . » « 2 » ( 3 ) مجلسى اين روايت را نقل كرده و در توضيح آن گفته است : « اين بدان معناست كه پيامبر و امام به واسطهء روح القدس تمام آنچه را كه در زمين و آسمان از نظر آنها مخفى است مىبينند . » « 3 » اگر اين را ضميمه كنيم به اين كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جبرئيل و هيچ فرشتهء ديگرى را قبل از نزول وحى نمىديده است و تنها صداى آنها را مىشنيده و حسّ مىكرده و شخصى را نمىديده است ؛ چنان كه در خبر معتبرى اين مطلب ذكر شد ، آنگاه نتيجه مىشود كه اين روح - روح القدس - قبل از نزول وحى و قرآن همراه وى نبوده است و بلكه پس از نزول وحى يا هم زمان با آن همدم وى شده است ، نه اين كه قبل از نزول وحى از زمانى كه به سن رشد رسيده ، مصاحب و همراه وى بوده است ، چنان كه علامه مجلسى قدّس سرّه اين رأى را اظهار و پذيرفته است .
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 1 ، ص 264 .