الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

306

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

مىپرستيده كه يا موافق با عباداتى بوده كه بعد از تبليغ رسالت به مردم امر مىكرده كه همين اظهر است و يا بر وجه ديگرى عبادت مىكرده كه يا مطابق با شريعت حضرت ابراهيم عليه السّلام يا انبياى ديگر بوده است و البته بدان صورت نبوده است كه وى تابع و عامل به شريعت آنها باشد ، بلكه آنچه كه به وى الهام مىشده مطابق با بعضى از شرايع قبلى بوده و يا به وجه ديگرى مىتوان گفت كه تمام اين احكام و عبادت‌ها پس از رسالت آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله نسخ گرديده . و گمان نمىكنم كه صحّت آن چه را كه گفتم بر صاحب فطرت مستقيم و عقل سالم مخفى بماند . . . و در اينجا بعضى از وجوه را براى اطمينان بيشتر به صورت اجمالى ذكر مىكنيم . » سپس وجوه شش‌گانه‌اى را ذكر مىكند . « 1 » ( 1 ) در اينجا بايد بازگرديم و به وجود نصّ صريحى كه در جواب سؤالى در اين مورد وارد شده است ؛ توجّه كنيم . مرحوم كلينى در اصول كافى با سند خود از ابى حمزهء ثمالى روايت مىكند كه گفت : « از امام صادق عليه السّلام در مورد علم سؤال كردم كه آيا آن چيزى است كه عالمانى مثل شما از ديگران ياد مىگيرند ؟ يا اين كه در كتابى و نزد شماست كه آن را مىخوانيد و آن را ياد مىگيريد ؟ حضرت عليه السّلام فرمود : اين امر بزرگ‌تر و عظيم‌تر از اين است . آيا قول خداوند متعال را نشنيده‌اى كه مىفرمايد : « وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ » « 2 » ؛ و به اين ترتيب روحى از امر خودمان را به سوى تو وحى كرديم در حالى كه نمىدانستى كه كتاب و ايمان چيست . سپس فرمود : اصحاب شما در مورد اين آيه چه مىگويند ؟ آيا اقرار مىكنند كه او در حالتى بوده است كه نمىدانست كتاب و ايمان چيست ؟ گفتم : نمىدانم ، فدايت شوم . پس فرمود : بله ، او در حالتى بود كه نمىدانست كتاب و ايمان چيست ؟ تا اين كه خداوند - عز و جلّ - روحى را كه در كتاب ذكر شده است ، مبعوث كرد و هنگامى كه آن را به وى وحى كرد ، علم و فهم را ياد گرفت و اين روحى است كه خداوند - عز و جلّ - به هر كسى كه بخواهد اعطا مىكند و اگر آن را به كسى اعطا كند ، در حقيقت فهم را به او تعليم داده است . » ( 2 ) سؤال ابى حمزهء ثمالى در اين خبر از امام صادق عليه السّلام ، اگر چه سؤال از منبع علم عالم ، براى

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 18 ، ص 277 - 281 . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 273 - 274 .