الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
272
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) پس خديجه شروع به سخن كرد و گفت : اى ( پسر ) عمو ، اگر چه تو در ( غيابم ) اولى به من هستى ، امّا در موقع حضور اولى به من نيستى . اى محمد ، هرآينه كه من خودم را به تو تزويج كردم و كابين را از مال خودم مىدهم . تو به عمويت بگو كه ناقهاى را نحر كند و وليمه بدهد و آنگاه بر خانوادهات وارد شو . ابو طالب گفت : شاهد باشيد كه او محمد صلّى اللّه عليه و آله را پذيرفت كرد و مهريه را از مالش پرداخت . بعضى از قريش گفتند : عجيب است ! كابين مرد را زنان مىدهند ؟ ! ابو طالب خشمگين شد و از جايش برخاست و گفت : اگر مثل برادرزادهام بوديد ، زنان شما را با بيشترين كابين طلب مىكردند و اگر فردى مثل شما باشد حتى با كابينهاى بالا ، زنان حاضر به ازدواج با او نيستند ! آنگاه ابو طالب شترى را نحر كرد و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بر خانوادهاش وارد شد . ( 2 ) چه كسى متولّى ازدواج خديجه بوده است ؟ ! شيخ صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه به صورت مرسل نقل كرده است : به هنگام تزويج خديجه دختر خويلد با رسول الله صلّى اللّه عليه و آله ، ابو طالب او را از پدرش خواستگارى كرد و بعضى از مردم مىگويند كه او را از عمويش خواستگارى كرده است . سپس خطبه را نقل كرده و گفته است : او را به نكاح خود درآورد و فردايش بر خانوادهاش وارد شد و با نخستين ديدار ، خديجه به عبد الله بن محمّد صلّى اللّه عليه و آله حامله شد . « 1 »
--> واقدى آورده است صحيح نيست . در آنجا آمده است : پس از آن كه سخنان ابو طالب به پايان رسيد ، ورقة بن نوفل شروع به صحبت كرد و گفت : « حمد و سپاس خدايى را كه ما را همان طورى كه گفتى قرار داد و ما را به اوصافى كه ذكر كردى ، فضيلت و برترى بخشيد و ما از پيشوايان و رهبران عرب هستيم و شما هم تمام اين صفات را داريد . هيچ قومى فضيلت شما را انكار نمىكند و برترى و شرف شما را منكر نمىشود . ما مشتاق به وصلت و اتصال به شرافت شما هستيم . پس اى قريشيان ، شاهد باشيد كه من خديجه خويلد را با مهريهء چهار صد دينار به تزويج محمد بن عبد الله درآوردم و آنگاه ورقه ساكت شد . و ابو طالب شروع به سخن كرد و گفت : دوست داشتم كه عموى خديجه نيز سخن بگويد و آنگاه عمويش گفت : اى قريشيان ! شاهد باشيد كه من خديجه دختر خويلد را به نكاح محمد بن عبد الله درآوردم و همهء بزرگان قريش بر اين امر شاهد باشند . پس از آن خديجه به كنيزهايش دستور داد كه به رقص و پايكوبى بپردازند و گفت : اى محمد ، به عمويت بگو كه شترى قربانى كند و به مردم وليمه بدهد ! تو هم حركت كن و خواب قيلوله را در كنار خانوادهات بگذران ! ( 1 ) . بحار الانوار ، از كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 397 ، حديث 4398 . و خطبهء آن را طبرسى در إعلام