الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

27

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) ابن اسحاق از شاگردان عبد الملك بن شهاب زهرى شمرده مىشد و رواياتى هم از او نقل كرده است و اصحاب طبقات نقل كرده‌اند كه : « استادش او را متهم به چيزى نمىكرد ؛ بلكه او را ثقه مىدانست . » . بزرگان فقها از قبيل سفيان ثورى و شعبه نيز به تبعيت از ابن شهاب او را توثيق مىكردند . به علاوه زياد بن عبد الملك بكّايى از او روايت مىكرد ، اما هشام بن عروة بن زبير از راويان سيره و مالك بن انس از بزرگان فقها او را تضعيف مىكردند و او را به كذب و تدليس و اعتقاد به قدر و نقل از افراد غير ثقه و اشتباهات در انساب متهم مىكردند . شايد اين بدان خاطر بوده است كه ابن اسحاق در مورد نسب و علم مالك خدشه مىكرده و مىگفته است : « بعضى از كتاب‌هايش را بياوريد تا عيب‌هاى آن را به شما بنمايانم ؛ زيرا من بيطار كتاب‌هاى وى هستم » « 1 » ! در اين صورت حمله از هر دو طرف بوده است و تضعيف وى وجهى ندارد ؛ زيرا به خاطر درگيريهاى شخصى بوده است . ( 2 ) مغازى واقدى محمد بن عمر بن واقد ، از موالى بنى سهم ، به نقل شاگردش در « الطبقات الكبرى » در سال 130 ه در مدينه متولد شده است ؛ يعنى پانزده سال پس از آن كه ابن اسحاق از مدينه خارج شده بود . لذا چيزى از او روايت نكرده است ، اگر چه وى از ساير روات اخبار ، از طريق زهرى روايت نقل كرده است ، لكن به علّت تشابه زياد كتاب سيرهء ابن اسحاق و كتاب مغازى واقدى ، بعضى از مستشرقان از قبيل « فلهوزن » و « هورفتس » گمان كرده‌اند كه واقدى مطالب خويش را از سيرهء ابن اسحاق سرقت كرده ؛ ولى به وى نسبت نداده است . مستشرق ديگرى به نام « مارسدن جونس » كه به تحقيق در مورد كتاب مغازى واقدى پرداخته است ؛ احتمال آنها را به شدّت مردود دانسته است « 2 » و در مقدمه‌اش افزوده است : « واقدى از نقل روايت از ابن اسحاق اعراض كرده است ؛ چون ابن اسحاق مورد توثيق علماى مدينه نبوده است » . « 3 » ( 3 ) وى در ادامه گفته است : « براى حديث‌شناسان روشن است كه آنچه واقدى را در ميان

--> ( 1 ) . الكامل فى الضعفاء ، ج 6 ، ص 102 - 112 آمده است . ( 2 ) . المغازى ، ص 29 . ( 3 ) . گفته شد كه ابن اسحاق در جوانىاش و قبيل از شروع به تأليف سيره‌اش از مدينه خارج شد و هيچ كس از اهل مدينه و حتى واقدى از او روايت نكرده‌اند .