الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
264
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
اى خاندان قصىّ ، چگونه اين ظلم بر من در حرم انجام مىشود در حالى كه بايد حرمت بيت را نگه داشت و پايبند به اخلاق و كرم بود . آيا مورد ظلم قرار بگيرم و كسى نباشد كه اين ظلم را از من دفع كند ؟ ( 1 ) پس از آن ، اوّلين كسى كه در اين مورد اقدام كرد ، زبير بن عبد المطلّب بود . او در ميان قبايل قريش رفت و آمد نمود تا اين كه عدهاى از آنها در دار الندوة جمع شدند كه عبارت بودند از : بنى هاشم ، بنى مطلّب ، بنى زهره ، بنى تيم و بنى حارث بن فهر . آنها قرار گذاشتند حق مظلوم را از ظالم بگيرند . آنگاه به خانهء عبد الله بن جدعان رفتند و در آنجا پيمان بستند و زبير بن عبد المطلّب در اين باره گفت : حلفت لنعقدن حلفا عليهم * و ان كنّا جميعا اهل دار نسمّيه الفضول اذا عقدنا * يعزّ به الغريب لدى الجوار و يعلم من حوالى البيت أنّا * اباة الضّيم نهجر كل عار « 1 » قسم خورديم كه پيمان عليه اهل حرم ببنديم اگر چه همهء ما اهل آن هستيم . اين پيمان خود را حلف الفضول مىناميم كه هر غريبى در مكه به وسيله آن عزيز بشود . و تمام كسانى كه در اطراف بيت الحرام هستند مىدانند كه ما از ظلم ابا داريم و از هر ننگ و عارى دورى مىكنيم . آنگاه حق آن تاجر غريب را از عاص بن وائل سهمى قريشى گرفتند . « 2 » ( 2 ) ابن اسحاق با سندى از رسول الله صلّى اللّه عليه و آله نقل مىكند كه آن حضرت مىفرمود : « در منزل عبد الله بن جدعان در پيمانى شركت كردم كه حاضر نيستم در مقابل آن شترهاى سرخ مو داشته باشم و اگر در اسلام نيز به چنين پيمانى دعوت مىشدم ، اجابت مىكردم . » « 3 »
--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 271 و الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 129 . ( 2 ) . البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 292 و السيرة الحلبية ، ج 1 ، ص 132 و سيرهء دحلان ، ج 1 ، ص 53 . ( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 141 و انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 12 - 15 به پنج طريق و با الفاظى نزديك به هم . و تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 17 و البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 293 و تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 261 و السيرة الحلبية ، ج 1 ، ص 131 و السيرة النبويّه از دحلان ، ج 1 ، ص 53 . و بلاذرى نقل مىكند كه مرد تاجرى از خثعم وارد مكه شد و دخترش به نام قتول نيز به همراهش بود در اين ميان مردى به نام نبيه بن حجاج سهمى دخترش را تصاحب كرد و او را با زور به خانه برد ! پس پدرش را به اعضاى حلف الفضول راهنمايى كردند و آنها به كمك وى آمدند و دخترش را از نبيه پس گرفتند و به او برگرداندند « انساب الأشراف ، ج 2 ، ص 14 » .