الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

260

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) اين حديث را ابن شهر آشوب در مناقب « 1 » و گنجى شافعى ( ت 458 ه ) در كتاب كفاية الطالب فى مناقب على بن أبي طالب به صورت مسند نقل كرده‌اند . « 2 » مغازلى در مناقب به صورت مرفوع از على بن حسين عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : « ما نزد حسين عليه السّلام بوديم كه زنى پيش آمد و گفت : من زبده دختر قريبه فرزند عجلان از بنى ساعده هستم . پس به او گفتم : آيا چيزى دارى كه براى ما نقل كنى ؟ گفت : آرى به خدا ، أمّ عمارهء ساعدى براى من نقل كرد : روزى در ميان زنان عرب بودم به ناگاه ابو طالب را ديدم كه بسيار ناراحت و محزون بود . به او گفتم : تو را چه شده است ؟ گفت : فاطمه بنت اسد درد زايمان دارد . ( 2 ) سپس دست او را گرفت و به سوى كعبه آورد و به او گفت : به نام خدا در اينجا بنشين . » « 3 » ابن صباغ مالكى با سندى از موسى بن جعفر عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : « روزى نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به مسجد الحرام وارد شد و ابو طالب را ديد كه محزون و غمگين است . به او گفت : اى عمو ، چه شده است كه تو را غمگين مىبينم ؟ گفت : فاطمه به درد زايمان مبتلا شده است . نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله دست ابو طالب را گرفت و با هم نزد فاطمه رفتند و او را به سوى كعبه آوردند و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله او را به داخل كعبه برد و گفت : به نام خداى تعالى در اينجا بنشين ، همانا سزاوار است كه اين مولود مكرم در اين مكان مقدّس به دنيا بيايد . » « 4 » ( 3 ) صدوق در الأمالي و علل الشرائع و معانى الاخبار با سندى از ابى حمزهء ثمالى ، ثابت بن دينار از سعيد بن جبير روايت كرده است كه گفت : يزيد بن قعنب گفت : « با عباس بن عبد المطلب و عدّه‌اى از بنى عبد العزّى در كنار بيت الله الحرام نشسته بودم . در اين حال فاطمهء بنت اسد ، مادر امير المؤمنين كه ماه نهم حاملگىاش را مىگذراند و به درد زايمان مبتلا شده بود ، به كنار كعبه آمد و گفت : « خدايا من به تو و به تمام رسولان و كتاب‌هاى تو ايمان دارم و من سخنان جدم ، ابراهيم خليل را تصديق مىكنم . او همان كسى است كه بيت العتيق را بنا نهاده

--> ( 1 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 358 . ( 2 ) . كفاية الطالب ، ص 260 . ( 3 ) . مناقب ابن مغازلى مالكى و همچنين روايت را ابن صباغ مالكى در الفصول المهمه از وى نقل كرده است ، ص 14 و ابن بطريق حلى از علماى قرن ششم هم آن را با اسناد به على بن حسين عليه السّلام از وى نقل كرده است و همين طور در كتاب : على وليد الكعبه ، ص 47 ، آمده است . ( 4 ) . الفصول المهمة ، ص 14 .