الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
261
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
است . تو را به حق كسى كه اين خانه را بنا كرده و تو را به حق مولودى كه در رحم دارم ، قسم مىدهم كه اين ولادت را بر من آسان گردان . پس ديديم كه پشت ديوار كعبه از هم شكافته شد و فاطمه در آن وارد شده و از نظرها غايب گرديد و ديوار به حالت اوليهء خود برگشت . پس تلاش كرديم كه قفل در را باز كنيم ، اما باز نشد و دانستيم كه اين حادثه از مقدّرات الهى است . » « 1 » ( 1 ) همين روايت را شيخ طوسى در امالى با سندى از امام صادق عليه السّلام از پدرانش نقل كرده است : « عباس بن عبد المطلب و يزيد بن قعنب در ميانهء گروهى از بنى هاشم و عبد العزى در كنار بيت الله الحرام نشسته بودند . در اين هنگام ناگهان فاطمهء بنت اسد كه به امير المؤمنين عليه السّلام حامله بود ، وارد شد و در حالى كه درد زايمان داشت ، در كنار ديوار كعبه ايستاد و رويش را به سوى آسمان نمود و دعا كرد . . . پس از آن كه دعا كرد ، ديديم كه پشت كعبه از هم شكافته شد و فاطمه در آن داخل شد . سپس شكاف به هم آمده و به اذن الهى التيام يافت . . . فاطمه سه روز در كعبه باقى ماند و تمام اهل مكه در مورد اين اتفاق صحبت مىكردند . پس از سه روز ديوار كعبه از همان موضعى كه شكافته شده بود ، بازشد و فاطمه در حالى كه على در بغلش بود از آن خارج شد . » « 2 » ( 2 ) فتّال نيشابورى در روضة الواعظين خبرى را به صورت مختصر از على بن حسين عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : « فاطمه بنت اسد به هنگامى كه مشغول طواف كعبه بود به درد زايمان مبتلا شد . پس داخل كعبه گرديد و امير المؤمنين را در آن به دنيا آورد . » « 3 » و در خبر موسى بن جعفر عليه السّلام آمده است : « پس على در كعبه متولد شد در حالى كه پاك و پاكيزه و بدون آلودگى بود ، او ختنه شده به دنيا آمد و نافش هم بريده شده بود و صورتش همانند خورشيد مىدرخشيد . سپس ابو طالب او را على ناميد و پيامبر او را به سوى خانه آورد . » « 4 » ( 3 ) عبد المسيح انطاكى ، صاحب امتياز مجلهء العمران مصرى در مورد سال ولادت آن حضرت
--> ( 1 ) . امالى صدوق ، ص 114 و علل الشرايع ، ج 1 ، ص 164 و معانى الاخبار ، ص 62 . ( 2 ) . أمالى شيخ طوسى ، ص 706 به سه طريق و ابن شهر آشوب در مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 359 اين حديث را به صورت مختصر از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است . ( 3 ) . روضة الواعظين ، ص 100 . ( 4 ) . الفصول المهمة ، ص 14 .