الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

26

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) اقدام و عنايت به تأليف سيره پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله تا امروز هم قطع نشده است ؛ ولى بايد توجه داشت كه موضوع سيره امرى تجربى يا نظرى نيست كه به وسيلهء برهانى اثبات يا نقض شود و در گذر زمان دچار تغيير و تحول گردد ؛ بلكه سيره از علوم نقلى است كه در ابتدا محدثان و ناقلان آن را روايت كرده‌اند و سپس ديگران به جمع‌آورى و تبويب و نقادى آن پرداخته‌اند . در هر حال هيچ تجديد نظر در اصل و جوهرهء آن ايجاد نشده است ؛ مگر به مقدار بسيار كمى كه بر حسب نقد دقيق حاصل شده باشد و تجديد نظر تنها در أشكال و صورت‌هاى آن از جهت اختصار و تفصيل صورت پذيرفته است و تنها اندكى از نقدها بوده‌اند كه به خطاهاى موجود در سيره‌ها اشاره كرده‌اند . ( 2 ) شايد كسانى كه به تلخيص سيره‌ها پرداخته‌اند ، به حذف بعضى از اخبارى كه صحّت آن را بعيد مىدانسته‌اند ؛ پرداخته و از سنگينى كتاب كاسته‌اند و اخبارى را كه نزديك به حق مىدانسته‌اند ، نقل كرده و آنچه را كه با افكار و عقايدشان سازگارى نداشته كنار گذاشته‌اند و آن را مردود دانسته و تخطئه يا تكذيب كرده‌اند . يكى از دلايل انتشار اخبار ابن اسحاق و معروف بودن كتاب سيره‌اش ؛ اين است كه وى مسافرت‌هاى زيادى انجام داده است . به احتمال زياد وى در سال 85 ه . ق در مدينه متولّد شده است . رجالىها و نسب‌شناسان شكى در اين ندارند كه او دوران جوانىاش را در مدينه گذرانده است و در آن زمان جوانى زيبا و فارسى سيما و خوش صورت بوده است . ابن نديم در كتاب الفهرست مىگويد : « او متهم شده بود كه به بهانهء نماز در آخر مسجد مىنشست و به بعضى از زنان متلك مىگفت . به همين جهت فرماندار مدينه او را احضار كرد و چند ضربه شلاق به او زد و دستور داد كه ديگر در آخر مسجد ننشيند . » شايد همين باعث شده است كه اهل مدينه به غير از ابراهيم بن سعد از او روايت نكنند ، و همين علّت مسافرت وى به اسكندريهء مصر در سال 115 ه . ق شده كه در آن هنگام سى سال داشته است . ( 3 ) چنين به نظر مىرسد كه اين اولين مسافرت وى بوده است و او تنها كسى است كه احاديثى را از راويان اسكندريه نقل مىكند . سپس به كوفه و حيره مسافرت كرده و شايد در آنجا بوده كه با منصور دوانقى ملاقات كرده و كتاب سيره را براى پسرش مهدى عباسى تصنيف كرده است . و زياد بن عبد الملك بكّايى عامرى و ديگران اخبار اين كتاب را از او نقل مىكرده‌اند . وى همچنين به موصل و رى مسافرت كرد تا اين كه بغداد ساخته شد . آنگاه او در آنجا رحل اقامت افكند و تا پايان عمر در آنجا ماند و پس از مرگ در گورستان خيزران دفن شد .