الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
259
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
خداوند متعال بوده است . » « 1 » و همچنين دو نفر از معاصرانش نيز اين مطلب را ذكر كردهاند : مسعودى در مروج الذهب مىگويد : « و ولادت آن حضرت در كعبه بوده است . . . » « 2 » و ديگرى ، حسن بن محمد قمى مىباشد كه در كتاب تاريخ قم كه آن را در سال 378 براى صاحب بن عباد تأليف كرده و در آن گفته است : « آن حضرت در سال سىام عام الفيل و بنا به روايتى در سال بيست و هشتم عامل الفيل در كعبه متولد شده است . » « 3 » ( 1 ) شيخ طوسى مصدر قول اخير را در كتاب مصباح المتهجد آشكار مىكند و مىگويد : « از عتّاب بن أسيد نقل شده كه حضرت على عليه السّلام در هنگامى متولد شد كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله 28 ساله بود و دوازده سال قبل از بعثتش بود و به همين ترتيب از ابن عباس هم نقل شده است . » « 4 » ( 2 ) فتّال نيشابورى در روضة الواعظين از جابر بن عبد الله انصارى نقل مىكند كه از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در مورد ولادت على بن ابى طالب عليه السّلام سؤال كردم و آن حضرت فرمود : « هرآينه از من در مورد بهترين مولود سؤال كردى كه شبيه عيسى عليه السّلام متولد شد . در زمان ما مرد عابد و زاهدى به نام « مبرم بن رعيب بن شقيان » وجود داشت كه دويست و هفتاد سال خدا را عبادت كرده بود و در اين مدت حاجتى از خدا نخواسته بود . پس خداوند ابو طالب را به سوى او فرستاد و هنگامى كه مبرم او را ديد از جايش بلند شد و سرش را بوسيد و او را در مقابل خود نشاند . سپس از او سؤال كرد : تو چه كسى هستى ؟ گفت : مردى از تهامه هستم . سؤال كرد : از كدام طايفهء تهامى هستى ؟ گفت : از بنى هاشم . ( 3 ) در اين حال آن عابد براى دومين بار سر ابو طالب را بوسيد و گفت : اى مرد ! همانا خداى متعال به من الهامى كرده است . ابو طالب گفت : چه الهامى ؟ گفت : فرزندى از تو متولد مىشود كه او ولىّ خداوند عزّ و جلّ مىباشد . پس در شبى كه على عليه السّلام متولد شد ، زمين به نور وجودش روشن شد و در اين حال ابو طالب از خانه خارج شده بود و مىگفت : اى مردم ! ولىّ خداى عزّ و جلّ در كعبه متولد شد . » « 5 »
--> ( 1 ) . الارشاد ، ج 1 ، ص 5 و مسار الشيعة ، ص 51 و المقنعة ، ص 461 . ( 2 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 348 و علل الشرايع از على بن ابراهيم قمى و بحار الانوار ، ج 99 ، ص 370 . ( 3 ) . از ترجمهء فارسى كه حسن بن على قمى كه آن را در سال 865 براى وزير فخر الدين ترجمه كرد ، ص 191 ، چاپ سال 1353 ه . ( 4 ) . مصباح المتهجد ، ص 560 . ( 5 ) . روضة الواعظين ، ص 96 .