الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
237
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) طلب باران به واسطهء رسول الله صلّى اللّه عليه و آله مرحوم مجلسى از كازرونى در المنتقى در مورد آنچه كه در سال هفتم ميلاد آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله رخ داده است مىگويد : مخرمة بن نوفل قريشى از مادرش رقيقة دختر صيفى نقل كرده است : چند سال خشك بر قريش گذشت كه بيابانها را بىآب و استخوانها را سست نموده بود . در حالى كه من خواب بودم يا - خدايا - چرت مىزدم ، ناگاه سروش بلندى را شنيدم كه مىگفت : اى قريشيان ! اين پيامبرى كه از شما مبعوث خواهد شد ، اين ايام ستارهاش خواهد درخشيد ، پس شادى كنيد كه باران و سرسبزى در راه است . آگاه باشيد و در ميان خود مردى بلند قامت و سفيد چهره و خوشبو و داراى گونههاى نرم و آرام را پيدا كنيد . او داراى افتخارى است كه آن را پنهان نگاه مىدارد . آگاه باشيد كه او و فرزندش بايد پاكيزه و برگزيده باشند و از هر ناحيهاى بايستى كه مردى به سوى آنها حركت كند . آگاه باشيد كه بايد خود را تميز كنند و بوى خوش استعمال كنند و هفت مرتبه كعبه را طواف كنند . آگاه باشيد كه كسى بايد در ميان آنها باشد كه ذاتا پاك و پاكيزه است ؛ آگاه باشيد كه آن مرد بايد از خدا طلب باران نمايد و آن قوم آمين بگويند . آگاه باشيد كه اگر بخواهيد به دادتان خواهد رسيد و سيراب خواهيد شد و زندگى خواهيد كرد ! ( 2 ) رقيقه گفت : پس بامدادان شد و چنان ترس مرا فرا گرفته بود كه بدنم مىلرزيد و پوستم بر بدنم خشكيده بود و عقلم واله و حيران بود . پس از آن ، وقتى كه آن قصه را حكايت مىكردم ، هر ابطحى كه آن را مىشنيد ، مىگفت : اين نشانهها در عبد المطلّب است . پس قريشيان به سوى او رفتند و از هر خاندانى مردى به سوى او حركت كرد در حالى خود را شست و شو كرده و خوشبو نمودند و كعبه را طواف و حجر الاسود را استلام كردند و سپس به سوى كوه ابو قيس رفتند و از هر طرف ، آن قوم بر گرداگرد او گرد آمدند تا بر قلّه كوه بر دو سوى عبد المطلّب آرام گرفتند و با او نوهاش محمد بود كه در آن روز طفلى بيش نبود . پس او را از بازوانش
--> شده است كه آن حضرت در كرامات رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « و از جملهء آن كرامتها اين است كه وقتى سيف بن ذى يزن بر حبشىها پيروز شد ، گروهى از قريش كه عبد المطلب در ميانشان بود براى عرض تبريك نزد وى رفتند و او دربارهء نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله از آنها سؤال كرد و اوصاف او را برشمرد و تمام آنها اعتراف كردند كه اين صفات در محمد صلّى اللّه عليه و آله وجود دارد و او گفت : الآن وقت مبعث وى فرا رسيده است و محلّ استقرار وى در شهر يثرب مىباشد و در همان جا فوت مىكند » . قرب الاسناد ، ص 246 ، حديث 1216 و در بحار الانوار ، ج 17 ، ص 226 هم اين مطلب آمده است و اگر اين اجمال را بپذيريم در اين صورت تفصيلهاى اضافه شده بر آن ، مردود و گزافه است .