الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

231

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

كه وى گفت : رسول الله با بچه‌ها بازى مىكرد كه جبرئيل نزد وى آمد و او را بر زمين خوابانيد و سينه‌اش را شكافت و قلبش را بيرون و يك لخته خون سياه را از ان جدا كرد و گفت : اين بهرهء شيطان در تو بود و آن‌گاه قلبش را با آب زمزم در طشت زرين شست و سپس آن را در جاى خود گذاشت . در اين حال بچه‌ها به سرعت نزد مادرش - يعنى مادر رضاعىاش - شتافتند و گفتند : محمد كشته شد و با هم به جايگاه بازىشان آمدند و ديدند كه رنگ چهره‌اش پريده است ! أنس مىگويد : من هميشه آثار آن التيام را در سينه‌اش مىديدم . « 1 » ( 1 ) اين مطلب نزد اماميه قصه‌اى است كه صحت ندارد و جعلى است و خود را از نقل و قبول چنين مطالبى برىء مىدانند و علامه مجلسى هم آن را در بحار الانوار به نقل از كتاب فضائل شاذان بن جبرئيل قمىّ به نقل از شخصى كه او را واقدى مىنامد ، روايت كرده و سپس گفته است : اين خبر را اگر چه قبول نداريم ، چون از طريق مخالفان نقل شده است ، اما آن را به خاطر غرايبى كه دارد نقل كرده‌ام . مرحوم ربانى شيرازى در تعليقهء آن مىگويد : ما بىنياز از آن هستيم كه به هر معجزه يا كار خارق العاده‌اى كه دست مىيابيم ، آن را ذكر كنيم ، چنان كه كاتبان قديمى سيره‌ها اين چنين مىكرده‌اند و ما براى اثبات عظمت نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله كه فضائلش تمام جهان را پر كرده است ، احتياجى به اين گونه اخبار نداريم . « 2 » ( 2 ) چقدر فاصله است بين اين تصويرى كه از نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله ارائه مىشود و آن تصويرى كه داماد و برادر و سپس وصىاش از وى ارائه مىدهد ، آنجا كه در توصيفش مىگويد : « هرآينه خداوند از همان ايّام طفوليتش يكى از بزرگ‌ترين فرشتگان را مأمور وى كرد كه شبانه روز به وى مكارم اخلاق و محاسن آن را تلقين مىكرد . » « 3 » ( 3 ) ابن ابى الحديد روايت مىكند كه بعضى از اصحاب امام باقر عليه السّلام از او در مورد قول خداوند متعال كه مىفرمايد : « إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً » « 4 » ، مگر رسولى كه برگزيند و بىترديد از پيش رو و پشت سرش مراقبينى مىگمارد ؛ سؤال كردند و او در جواب گفت : « خداوند متعال ملائكه‌اى را موكل انبيايش قرار مىدهد كه

--> ( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 101 - 102 با چهار طريق . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 15 ، ص 353 - 357 در حاشيه آن . ( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبهء قاصعه : 192 و مقطع 118 از مسعدة بن صدقة از امام باقر عليه السّلام . ( 4 ) . جن ( 72 ) ، 27 .