الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

222

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) إربلى هم در كشف الغمّة مىنويسد : ثويبة با استفاده از شير پسرش مسروح چند روز نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله را شير داده بود و اين قبل از آن بود كه وى به حليمه سپرده شود و ثويبه در حالى كه مسلمان بود در سال هفتم هجرى درگذشت و پسرش هم قبل از وى فوت كرده بود . اين زن قبل از دايگى براى نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به خمرة ، عموى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله شير داده بود و لذا به هنگام پيشنهاد ازدواج با دختر خمرة بن عبد المطلب فرمود : او برادرزادهء رضاعى من است و خمره چهار سال از رسول اللّه مسن‌تر بود . « 1 » ( 2 ) دايگى حليمهء سعديه ابن اسحاق با سندى از عبد الله بن جعفر بن ابى طالب از حليمه ، دختر ابى ذؤيب سعدية ، نقل مىكند كه او گفت : همراه همسرش ، حارث بن عبد العزّى از بنى هوازن خارج شد در حالى كه فرزند شير خوارش عبد الله بن حارث در بغلش بود . به همراه آنها عده‌اى از زنان بنى سعد بودند كه همگى براى قبول دايگى به مكه آمده بودند و اميد داشتند كه از طرف پدر طفل شيرخوار انعامى را دريافت دارند ، در آن سال همهء سرزمين‌ها و به خصوص منطقه بنى سعد به خشك‌سالى سختى مبتلا شده بودند و در سينه‌هاى حليمه آن قدر شير نبود كه حتى طفل خود را سير كند و براى همين شب‌ها از صداى گريهء طفل نمىتوانستند بخوابند . شتر مادهء پيرى هم

--> ( 1 ) . كشف الغمة ، ج 1 ، ص 15 . اين عبارت همان عبارتى است كه طبرسى آن را در اعلام الورى بدون سند ذكر كرده است و اين مطلب در نظر بعضى از غلاة از شيعيان سنگين آمده است و نمىخواسته‌اند قبول كنند كه ثوبيه كنيز ابو لهب اولين كسى بوده است كه به رسول الله صلّى اللّه عليه و آله شير داده است و براى اين كه بتوانند اين فاصلهء زمانى بين ميلاد نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سپرده شدن وى به حليمهء سعديه را پر كنند ، به روايتى كه كلينى قدس سرّه از على بن حمزه بطائنى از ابى بصير از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است ، متمسك شده‌اند كه آن حضرت فرموده است : هنگامى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله متولد شد ، تا چند روزى شير نداشت و براى همين ابو طالب او را بر سينه‌هاى خود گذاشت و به اذن الهى در سينه‌هايش شير جارى شد و چند روزى نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله از آن استفاده كرد تا آن كه حليمه سعديه را پيدا كردند و طفل را به او سپردند . ( اصول كافى ، ج 1 ، ص 448 ) . اما بايد گفت كه كشّى در كتاب رجال خويش اخبار زيادى را در مورد دروغگو بودن على بن ابى حمزهء بطائنى نقل نموده و او را لعن كرده است كه لعنت خدا بر او باد . و خداوند كلينى و ابن شهر آشوب و مجلسى را رحمت كند كه اين خبر دروغ را روايت كرده‌اند خداوند مرحوم ربّانى شيرازى را بيامرزد كه در تعليقه‌اش بر حاشيهء بحار گفته است : اين حديث مقدارى عجيب و غريب است و در رواياتش افرادى هستند كه مورد اعتماد نيستند . ( بحار الانوار ، ج 15 ، ص 340 ) و قطب راوندى خبر مربوط به دايگى حليمهء سعديه را در الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 81 ، حديث 134 نقل كرده و بحار الانوار آن را در ج 15 ، ص 331 آورده است و ما آن را به طور كامل در اينجا نقل كرديم .