الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

206

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

هنگامى كه چاه زمزم را حفر كرد ، آن را سقاية الحاج ( آشاميدنى حاجيان ) ناميد و خداوند هم فرمود : « أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ » « 1 » ؛ آيا آشاميدنى حاجيان و كليددارى مسجد الحرام را برابر عمل كسى دانسته‌ايد كه به خداوند و روز قيامت ايمان آورده است ؟ ( 1 ) عبد المطلب ديهء قتل يك مرد را يكصد شتر قرار داد كه خداوند همان را در اسلام جارى كرد . تعداد شوطهاى طواف در ميان قريش نامشخص بود كه عبد المطلب آن را هفت شوط قرار داد و خداوند همين هفت دور طواف را در اسلام جارى كرد . اى على ! عبد المطلب هيچ‌گاه قمار بازى نكرد و بت‌پرستى ننمود و از گوشت قربانيانى كه به نام بت‌ها ذبح مىشدند ، استفاده نكرد و مىگفت : من بر دين پدرم ، حضرت ابراهيم عليه السّلام هستم . « 2 » ( 2 ) مرحوم كلينى در كتاب كافى به سه طريق از مقرن و زرارة و مفضّل بن عمر ، از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه آن حضرت فرمود : عبد المطلب در روز قيامت به صورت يك امت واحده مبعوث مىشود در حالى كه سيماى انبياء و هيبت پادشاهان را دارد . « 3 » ( 3 ) شيخ مفيد در اختصاص با سند از عبد الرحمن بن خالد غلام منصور عباسى نقل مىكند كه وى گفت : بعضى از فرزندان سليمان بن على عبّاسى نوشته‌اى را با خطّ عبد المطلّب نزد من آوردند كه شبيه خطّ اطفال بود و در آن نوشته بود : باسمك اللهم ، يادداشت طلبكارى عبد المطلب بن هاشم از اهالى مكه از فلان بن فلان حميرى از اهالى زول « 4 » صنعاء . بر اوست كه هزار درهم نقره خالص كه با آهن وزن شده باشد ، بپردازد و هرگاه كه اين طلبكارى را از او خواست ، اجابت كند . شهد اللّه و الملكان « 5 » . و همين دلالت بر اين مىكند كه ابو طالب به خدا و ملائكه ايمان داشته است . ( 4 ) يعقوبى مىنويسد : او خداى عزّ و جلّ را يگانه مىدانست و عبادت بت‌ها را ترك مىكرد و سنت‌هايى را پايه‌گذارى كرد كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آنها را اجرا مىكرد و آيات الهى در مورد آنها

--> ( 1 ) . توبه ( 9 ) ، 19 . ( 2 ) . خصال ، ص 312 . ( 3 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 446 و 447 . ( 4 ) . اسم مكانى است در يمن كه به خط عبد المطلب بن هاشم شناخته شده است . « معجم البلدان » . ( 5 ) . اختصاص ، ص 123 . اين مطلب را ابن نديم در الفهرست هم نقل كرده است و بر نسبت دادن كتاب اختصاص به شيخ مفيد تأكيدى نداريم .