الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
157
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
آورد ؛ ولى به خاطر ترس از ننگ و سرزنش ديگران مرتد شد . بنابراين پادشاهان غسّانى در شام يازده نفر بودهاند و سرزمين آنها شامل يرموك و جولان و اطراف دمشق مىشده است و بعضى از آنها اردن را هم به سرزمين شام ضميمه مىكردهاند . « 1 » ( 1 ) يعقوبى مىگويد : « قضاعه اولين اعرابى بودهاند كه وارد شام شدهاند و تحت الحمايهء پادشاهان روم قرار گرفتند و نصرانى شدند و به كمك آنها به پادشاهى در آن منطقه رسيدند و اوّلين پادشاه آنها : تنوخ بن مالك بن فهم بن تيم اللّه بن الاسد بن وبرة بن تغلب بن حلوان بن عمران بن الحاف بن قضاعة بوده است . ( 2 ) سپس بنو سليح بن حلوان بن عمران بن الحاف بن قضاعة وارد شام شدند و آن را ترويج كردند . هنگامى كه سيل عرم آمد ؛ أزدىها پراكنده شدند و بعضى از آنها به تهامه و گروهى به يثرب و دستهاى به عمان رفتند و غسانيان به شام رفته و در منطقهء بلقاء ساكن شدند » « 2 » . يعقوبى در ادامه مىگويد : « بنى غسّان از بنو سليح خواستند كه با هم ديگر تحت الحمايهء رومىها قرار گيرند و در سرزمين آنها ساكن شوند و در سود و زيان هم شريك باشند . پس از آن رئيس قوم سليح كه در آن روزگار « همان بن العملق » بود نامهاى به پادشاه روم نوشت كه در آن روزگار « نوشر » بود و پايتختش در انطاكيه استقرار داشت . پس قيصر پاسخ مثبت داد ؛ ولى شروطى را معين كرد كه از جملهء آن شروط ، پرداخت باج و خراج بود كه پادشاه روم آن را دريافت مىكرد . آنها مدّتهاى زياد در صلح و صفا و در كنار هم زندگى كردند تا اين كه بين مردى از غسّانىها كه به وى « جذع » مىگفتند و مردى از طرفداران روم ، مشاجرهاى بر سر مقدار خراج صورت گرفت و مرد غسّانى با شمشيرش ، مزدور رومى را به قتل رسانيد . ( 3 ) پس از اين حادثه ، دستنشاندهء رومىها از سوى پادشاه روم با لشكرى از عربهاى قشاعه به جنگ غسّانىها رفت . آنها هم قدرتمندانه در بصرى ، كه منطقهاى از شام است ، در مقابل دشمن مقاومت كردند و سپس به « مخفق » رفتند . پادشاه روم كه مقاومت دليرانه و سرسختانهء آنها را ديد و نمىخواست كه ضربه و صدمهاى به سپاهيانش بخورد ، و از طرفى غسانىها خواهان صلح بودند ؛ با آنها قرارداد صلح امضا كرد و تعهد نمود كه پادشاهى غير از خودشان را بر آنها نگمارد . در آن ايام رئيس غسّانىها « جفنة بن عليّة بن عمرو بن عامر » بود كه قيصر او
--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 83 - 86 . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 206 .