الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
158
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
را به پادشاهى آنها برگزيد و غسّانىها نصرانى شدند و روابط خوبى با دولت روم برقرار كرده و به كمك آنها دولت بزرگى را در شام برپا كردند . ( 1 ) اوّلين پادشاهى كه بلند آوازه شد ؛ حارث بن مالك بن حارث بن غضب بن جشم بن خزرج بن حارثة بن ثعلبه بن عمرو بن عامر بن ثعلبة بن حارثة بود . بعد از او حارث الاكبر بن كعب بن عليّة بن عمرو بن عامر ، بعد از او برادرش حارث بن أعرج بن كعب ، كه در جولان اقامت گزيد . سپس برادرش حارث الاصغر و سپس جبلة بن منذر حارث بن جبلة و آنگاه أيهم بن جبله و سپس جبلة بن أيهم به ترتيب به پادشاهى رسيدند . « 1 » ( 2 ) حارث بن جبله همان كسى بود كه با منذر بن امرؤ القيس لخمى وارد جنگ عظيمى در « قنّسرين » شد و در طى آن منذر به قتل رسيد و « قنّسرين » تحت قلمرو حارث بن جبله قرار گرفت . رومىها از شجاعت وى تعجب كردند و از قدرتمندتر شدن وى در هراس افتادند ، از اين رو در تضعيف و خلع سلاح وى كوشيدند و در سال 529 م . امپراتور روم ، ژوسيان ، لقب « بطريرك » ( رئيس اسقفها ) را به وى داد و در سال 614 م . فارسها به جنگ با آنها پرداختند و بر اورشليم و دمشق مسلّط شدند و آنها را قلع و قمع كردند . « 2 » ( 3 ) مسعودى در مورد آخرين پادشاه غسّان مىنويسد : حارث بن منذر در زمان بعثت رسول الله صلّى اللّه عليه و آله حكومت مىكرد و پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله او را به اسلام دعوت كرده و او را بدان ترغيب نمود ؛ ولى مسلمان نشد . بعد از او « جبلة بن أيهم بن جبلة » به پادشاهى رسيد ، او كسى بود كه در ابتدا اسلام آورد و سپس به خاطر ترس از قصاص و ننگ و عار آن مرتد شد . « 3 » قضيه به اين صورت بود كه پيرمرد گوژپشتى لباس وى را كشيده بود و جبلة ضربهاى بر سرش وارد كرده بود و آن پيرمرد هم نزد عمر شكايت كرده بود و از آنجا كه خليفهء دوم خيلى به آن پيرمرد احترام مىگذاشت و او را در رتبهء مهاجرين اوّليه اسلام قرار داده بود ؛ جفنه احساس كرد كه ممكن است وى را قصاص كنند ، لذا به سوى قسطنطنيه گريخت . ( 4 ) يعقوبى هم در مورد حوادث سال سيزدهم هجرى در مورد اوايل خلافت خليفهء دوم مىنويسد : « جبلة بن أيهم غسّانى به همراه سى هزار نفر از افرادش به همراه سپاهيان روم در
--> ( 1 ) . سيرة المصطفى ، ص 17 . ( 2 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 84 - 85 . ( 3 ) . همان .