الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
140
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
آمده بودند ، فرستادهاى از سوى قيصر روم به همراه هدايا و پيامهاى تبريك آمده بود . اين فرستاده به ايوان كسرى و زيبايى شگفتآور آن خيره شده بود و با اين وجود از كج و غير هندسى بودن و ميدان آن شگفت زده شده بود . براى همين پرسيد : آيا بهتر نبود كه صحن ميدان را به صورت مربع در مىآورديد ؟ به او جواب داده شد كه پيرزنى در آن كنجى كه شكل ميدان را به هم زده است ، زندگى مىكند و پادشاه مىخواست كه خانهاش را با بهاى خوب از او بخرد و ضميمهء كاخ نمايد ؛ ولى پيرزن نخواست و پادشاه هم او را مجبور به فروش خانهاش نكرد و براى همين اين ناهنجارى در كاخ به وجود آمده است . فرستادهء رومى هم گفت : اين كژى بهتر از آن راستى است . » ( 1 ) عجيب است ! آيا كسى كه مىخواهد ايوان كسرى را بسازد ، نقشه آن را از قبل آماده نمىكند و همين طور بدون زمين كافى و نقشه و هندسهء قابل قبول شروع به ساختمان مىكند ؟ ! آنگاه ميدان كاخ كج از آب در مىآيد ؟ ! اين چيزى است كه مسعودى آن را نقل كرده است ؛ ولى چه كسى آن را قبول كند ؟ ! بعيد نيست كه موبدان زرتشتى و اطرافيان تاج و تخت ، چنين قصههايى را جعل كرده باشند تا از خدمات وى تشكر كرده باشند . ( 2 ) عجيبتر اين است كه بعضى از قول ما شيعيان سعى كردهاند كه احاديثى را جعل نمايند كه در آنها انوشيروان توصيف به عدالت شود ؛ چنان كه نقل كردهاند كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « ولدت فى زمن الملك العادل » « 1 » ؛ من در زمان پادشاه عادل متولد شدم . ( 3 ) يا در خبرى آمده است هنگامى كه على عليه السّلام داخل مدائن كسرى شد ، در ايوانش از اسب پياده شد و جمجمهاى را از زمين خارج كرد و آن را زنده گردانيد و از احوال آن سؤال كرد . آن شخص جواب داد كه او انوشيروان است و به خاطر كفرش از بهشت محروم است ؛ ولى به خاطر عدالتش در جهنم عذاب نمىشود ! و از شواهدى كه نشان مىدهد اطرافيانش او را مدح و ثنا مىگفتند و مطالب و صفات خوبى را دربارهاش مىساختند كه او فاقد آنها بود . اين است كه فردوسى در شاهنامهاش مىنويسد : بزرگمهر به مدت سيزده سال وزير انوشيروان بود تا اين كه خسرو پرويز بر وى غضبناك شد و او را به زندان انداخت و در نامهاى به وى نوشت : عمل تو باعث قتل تو شد ! بزرگمهر هم در جوابش نوشت : تا هنگامى كه شانس با من همراه بود ، از خردم بهره مىبردم و اكنون كه شانس با من همراه نيست از بردبارى و شكيبائيم استفاده
--> ( 1 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 42 .