الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

141

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

مىكنم . اگر از بسيارى از كارهاى خير و نيك محروم شده‌ام ، در عوض از انجام بسيارى از كارهاى بد و ستمكارانه رهايى يافته‌ام و اگر از منصب وزارت كنار گذاشته شده‌ام ، در مقابل از درد ظلم و ستم رها شده‌ام و در اين صورت چه زيانى كرده‌ام ؟ ! ( 1 ) هنگامى كه اين نامه به دست خسرو پرويز رسيد ، نزد او آمد و دستور داد كه بينىاش را ببرند و لب‌هايش را پاره كنند ! وقتى بزرگمهر اين دستور را شنيد ؛ گفت : بله ، لب‌هاى من مستحق شكنجهء دردناك‌ترى هستند ! خسرو پرويز گفت : چرا ؟ گفت : براى اين كه من با همين لبها نزد همگان تو را به چيزهايى كه در تو نيست سپاس گفتم و خوبىهايى را از تو منتشر كردم كه اهليّت آن را نداشتى ، اى بدترين پادشاهان ! بعد از آن كه به بىگناهى و پاكى من يقين پيدا كردى ، مىخواهى كه به خاطر سوء ظنّى مرا به قتل برسانى ؟ ! در اين صورت چه كسى مىتواند به عدل تو اميدوار باشد و به قول تو اعتماد كند ؟ ! خسرو پرويز از اين سخنان غضبناك شد و دستور داد كه گردنش را زدند . « 1 » ( 2 ) بدين ترتيب اكثر پادشاهان ساسانى داراى سياست خشن و ظالمانه‌اى بوده‌اند و حتى علما و كارمندان در مقابل تاج و تخت آنها بهايى نداشتند . فرماندهان ساسانى چنان خودرأى و مستبد بودند كه هيچ كس حق اظهار نظر در مقابل آنها نداشت و براى همين تمام ايرانيان از آنها ناخشنود بودند اما از ترس ، سخنى نمىگفتند . « 2 » ( 3 ) خسرو پرويز به دست پسرش شيرويه به قتل رسيد تا به پادشاهى برسد ؛ چنان كه مسعودى آن را نقل كرده است « 3 » و بعد از شيرويه تا زمان يزدگرد كه آخرين پادشاه ساسانيان بود ؛ در حدود شش الى چهارده نفر به پادشاهى رسيدند و اين بدان معناست كه در مدت چهار سال شش تا چهارده مرتبه حكومت دست به دست شد . حال بايد ديد كه وضعيت حكومتى كه در مدت چهار سال ، شش الى چهارده مرتبه كودتاى خونين را به خود مىبيند ؛ چگونه است ! در اين دوران هر كسى كه به پادشاهى مىرسيد ، تمام مدعيان حكومت را به قتل مىرساند و هر كارى را كه براى استحكام پايه‌هاى حكومتش لازم است انجام مىداد . در اين راه پدر فرزندش و پسر پدرش را به قتل مىرساند و هر كسى كه به پادشاهى مىرسيد ، خويشاوندانش ؛

--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 10 ، ص 276 و در شاهنامهء فردوسى ، ج 6 ، ص 257 - 260 . ( 2 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 318 . ( 3 ) . مروج الذهب ، ج 1 ، ص 280 .