الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
120
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
حضرت گفت : هنگامى كه ابراهيم ، فرزند رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله رحلت كرد ، كسوف به وقوع پيوست و مردم پيش خود گفتند كه اين خورشيد گرفتگى به خاطر مرگ فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بوده است . امّا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى گرفت : « اى مردم ! ماه و خورشيد دو آيه از آيات الهى هستند كه به امر او در جريان مىباشند و هيچگاه به خاطر مرگ يا زندگى كسى كسوف و خسوف پديد نمىآيد . پس هنگامى كه كسوف يا خسوف رخ داد ؛ نماز بخوانيد » . سپس از منبر پايين آمد و همراه مردم نماز كسوف را خواند . « 1 » ( 1 ) پر واضح است كه انتشار اين مطلب كه كسوف به خاطر مرگ ابراهيم ، فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بوده است ، باعث ارادت و علاقهء بيشتر مردم به وى مىگردد و مقبوليّت رسالتش را بيشتر مىكند ، اما پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به دنبال اين نبود كه با خرافات مورد تأييد قرار بگيرد . مبارزهء رسول الله صلّى اللّه عليه و آله با خرافات و به ويژه با بتپرستى و شرك ، مخصوص دوران رسالتش نبوده است ؛ بلكه وى در هنگام طفوليت و نوجوانىاش هم با اينها مبارزه مىكرد . علّامه مجلسى در كتاب شريف بحار الانوار به نقل از المنتقى فى احوال المصطفى كه مربوط به كازرونى از علماى اهل سنت است ، با سندى از ابن عباس از حليمهء سعديه نقل مىكند كه گفت : « هنگامى كه سه سال آن حضرت تمام شد ، روزى به من گفت : اى مادر ! چرا امروز برادرانم را نمىبينم ؟ گفتم : پسرم ! آنها گوسفندان را به چرا بردهاند . به من گفت : چرا مرا با آنها نفرستادى ؟ گفتم : آيا اين كار را دوست دارى ؟ گفت : بله ، پس صبح روز بعد او را بيدار كردم و روغن بر موى وى ماليدم و بر چشمانش سرمه كشيدم و گردنبندى را كه داراى نگين جزع يمنى بود به گردنش آويختم . پس آن را در آورد و گفت : دست نگهدار مادرم ! به همراه من كسى است كه در همه حال مرا حفظ مىكند . « 2 » ( 2 ) در واقع عقايد تمام ملل به هنگامهء ظهور اسلام آميخته با خرافات و اوهام بود . اسطورههاى ساسانى و يونانى بر افكار و انديشههاى ساير ملل مسلّط بود در حالى كه آنها از پيشرفتهترين ملل در آن روزگار شناخته مىشدند . حتى امروزه هم خرافات بسيارى در ميان ملتهاى جهان رواج دارد كه فرهنگ جديد هم نمىتواند آنها را از زندگى مردم دور كند .
--> ( 1 ) . المحاسن ، ص 313 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 15 ، ص 392 .