الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

112

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

آن را به رقيب مىداد . اگر در اين حال سه چوبهء تيرى كه بيرون مىكشيد از آنهايى بود كه نصيبى نداشتند ؛ دوباره تير ديگرى بيرون مىكشيد و اگر اوّلين تيرى كه بيرون مىكشيد ؛ فذّ بود ، در اين صورت او نصيب خودش را كه يك سهم بود بر مىداشت و براى نه سهم باقى مانده ، تير ديگرى را بيرون مىكشيدند . اگر توأم خارج مىشد ، دو سهم را بر مىداشت و براى هفت سهم باقى مانده ، تير ديگرى را بيرون مىكشيدند و در اين هنگام اگر معلّى خارج مىشد ؛ هفت سهم باقى مانده را بر مىداشت . ( 1 ) در اين هنگام پرداخت پول حيوان بر عهدهء كسانى بود كه سهمشان در نيامده بود و آنها عبارت بودند از : صاحبان « رقيب » و « حلس » و « نافس » و « مسبل » و براى اين تيرها هيجده سهم بود و پول حيوان هم به هيجده جزء تقسيم مىشد و هر شخصى به اندازهء سهمى كه مىبايست از گوشت ببرد ، غرامت حيوان را بر عهده مىگرفت . ( 2 ) در اين ميان اگر اولين تيرى كه بيرون كشيده شده بود ، معلّى بود ؛ صاحب آن هفت سهم از گوشت را بر مىداشت و مىبايست كسانى كه تيرهايشان خارج نشده است ، پول حيوان را بپردازند و محتاج بودند كه حيوان ديگرى را هم ذبح كنند ؛ زيرا در باقىماندهء تيرها ، مسبل وجود داشت كه داراى شش سهم بود ، در حالى كه از گوشت تنها سه سهم باقى مانده بود . سپس اگر حيوان دومى را ذبح مىكردند و يكى از تيرها را بيرون مىكشيدند و از قضا مسبل خارج مىشد ، وى سه سهم از حيوان قبلى و سه سهم از حيوان دومى را بر مىداشت و مىبايست كه در مورد حيوان اولى پول بپردازد ؛ ولى در مورد حيوان دومى چيزى نمىپرداخت ؛ چون برنده شده بود . در اين هنگام از حيوان دومى هفت سهم باقى مانده بود كه بر سر آن تيرها را بيرون مىكشيدند . اگر تير « نفاس » خارج مىشد ، وى پنج سهم را بر مىداشت و در مورد حيوان دوّم پولى را نمىپرداخت ؛ زيرا تيرش برنده شده بود و تنها در مورد حيوان اوّلى غرامت مىپرداخت . در اين حال دو سهم از گوشت ، باقى مانده بود و در ميان تيرهاى باقى مانده « حلس » قرار داشت كه داراى چهار سهم بود ؛ لذا مىبايست حيوان ديگرى را نحر كنند تا اين چهار سهم تكميل شود . ( 3 ) اگر حيوان سوم را مىكشتند و « فلس » از ميان تيرها بيرون كشيده مىشد ؛ دو سهم از حيوان دوم و دو سهم از حيوان سوم بر مىداشت و در مورد حيوان سوم پولى را نمىپرداخت ؛ زيرا تيرش برنده شده بود و در اين حال هشت سهم باقى مىماند كه تيرها طورى بيرون كشيده مىشد تا مطابق با هشت سهمى باشد كه باقى مانده بود و اين در عوض پرداخت پول حيوان‌ها بود .