الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
102
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
است : « فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ » و شايد كه اين طعنه و اعتراضى به آنها بوده است كه چرا ماه را كه كوچكتر است بر خورشيد كه بزرگتر است ؛ مقدم داشتهاند : « فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ » « 1 » ( 1 ) شايد كه شرك همين صابئين بابلى باعث شرك اهل يمن و سپس حجاز شده بود . « 2 » امّا طبيعى است كه هدهد به هنگامهء روز به سراغ اهل يمن رفت و ديد كه آنها براى خورشيد سجده مىكنند و براى همين ماه و زهره را ذكر نكرده ، ولى نفى هم نكرده است . قرآن كريم به اين الههها با اسامى معين آنها نزد نزارىهاى حجاز و همچنين به پنج الههء ديگر در طى دو آيه در دو سوره جداگانه اشاره نموده است : « أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى » و سپس به مؤنث و مذكر بودن آنها اشاره كرده است : « أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى » « 3 » . آيهء ديگر در سورهء نوح و از زبان آن حضرت مىباشد : « قالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَساراً وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً » « 4 » . ( 2 ) نوح گفت : پروردگارا ! آنها مرا نافرمانى كردند و پيرو كسى شدند كه مال و فرزندش چيزى جز خسارت بر او نيفزوده است . » بزرگترين نيرنگها را به كار بردند ، و گفتند : « از معبودان خود دست بر نداريد ، مخصوصا « ودّ » و « سواع » و « يغوث » و « يعوق » و « نسر » را رها نكنيد . » اينها را مؤنث قرار نداده است بلكه ضمير مذكّر به آنها ارجاع داده و گفته است : « و قد اضلّوا كثيرا » . سپس نفرين نوح عليه آنها را ذكر نموده است : « وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلالًا » « 5 » و جز گمراهى بر ستمكاران نيفزا . ( 3 ) بنابراين لغت « ودّ » به قبل از معينىهاى يمن ( اوايل هزارهء اول قبل از ميلاد ) و به قبل از قوم ابراهيم در بابل عراق ( اوايل هزارهء سوم قبل از ميلاد ) و به قبل از طوفان ( اوايل هزارهء چهارم قبل از ميلاد ) بر مىگردد . و از حيث مكان ، نزديك مكان حضرت ابراهيم در بابل عراق ، در
--> ( 1 ) . انعام ( 6 ) ، 76 - 78 . ( 2 ) . العصر الجاهلى ، ص 89 . ( 3 ) . النجم ( 53 ) ، 19 - 21 . ( 4 ) . نوح ( 71 ) ، 21 - 23 . ( 5 ) . نوح ( 71 ) ، 24 .