الشيخ عباس القمي
1512
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )
( مؤلّف گويد كه ) : شقيق بلخى يكى از مشايخ طريقت است ، با ابراهيم ادهم مصاحبت كرده و از او اخذ طريقت نموده و او استاد [ 1 ] حاتم اصمّ است ، در سنه صد و نود و چهار در غزهء كولان از بلاد ترك به قتل رسيد . [ 2 ] در كشكول بهايى و غيره نقل شده كه : شقيق بلخى در اوّل امر صاحب ثروت و مكنت زياد بوده و بسيار سفر مىكرده براى تجارت ، پس در يكى از سالها مسافرت به بلاد ترك نمود به شهرى كه اهل آن پرستش اصنام مىكردند ، شقيق به يكى از بزرگان آن بتپرستان گفت : اين عباداتى كه شما براى بتها مىكنيد باطل است ، اينها خدا نيستند و از براى اين مخلوق خالقى است كه مثل و مانند او چيزى نيست و او شنوا و دانا است ، و او روزى دهندهء هر چيز است . آن بتپرست در جواب او گفت كه : قول تو مخالف است با كار تو . شقيق گفت : چگونه است آن ؟ گفت : تو مىگويى كه خالقى دارى رازق و روزى دهندهء مخلوق است و با اين اعتقاد خود را به مشقّت مسافرت در آوردهاى در سفر كردن تا به اينجا براى طلب روزى . شقيق از اين كلمه متنبّه شده و برگشت به شهر خود و هر چه مالك بود تصدّق داد و ملازمت علما و زهّاد را اختيار كرد تا زنده بود . [ 3 ] و بدان كه اين حكايت را كه شقيق از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام نقل كرده جملهاى از علماى شيعه و سنّى آن را نقل كردهاند و در ضمن اشعار نيز در آوردهاند و آن ابيات اين است :
--> [ 1 ] ص 337 - 338 ؛ روض الرياحين ، ص 58 ؛ احقاق الحق ، ج 2 ، ص 315 ؛ جامع كرامات الأولياء ، ج 2 ، ص 296 . [ 1 ] شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 341 . [ 2 ] نك : اكمال ، ج 6 ، ص 95 و شرح حال شقيق بلخى در اين منابع آمده است : فوات الوفيات ، 4 ، ص 385 ؛ حلية الاولياء ، ج 8 ، ص 58 - 73 ؛ طبقات الصوفيه سلمى ، ص 61 - 66 ؛ صفة الصفوة ، ج 4 ، ص 159 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 9 ، ص 313 . [ 3 ] كشكول ، ج 3 ، ص 230 .