الشيخ عباس القمي
1513
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )
سل شقيق البلخىّ عنه بما شا * هدمنه و ما الّذى كان أبصر قال : لمّا حججت عاينت شخصا * ناحل الجسم شاحب اللّون أسمر سائرا وحده و ليس له زا * د فما زلت دائبا أتفكّر و توهّمت انّه يسأل النّا * س و لم ادر انّه الحجّ الاكبر ثمّ عاينته و نحن نزول * دون فيد على الكثيب الأحمر يضع الرّمل فى الاناء و يشربه * فناديته و عقلى محيّر اسقنى شربة فلمّا سقانى * منه عاينته سويقا و سكّر فسألت الحجيج من يك هذا ؟ * قيل هذا الامام موسى بن جعفر [ 1 ] دوازدهم : در اخبار آن حضرت است به غيب : شيخ كشّى از شعيب عقرقوفى روايت كرده كه : روزى خدمت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام بودم كه ناگهان ابتداء از پيش خود مرا فرمود كه : اى شعيب ! فردا ملاقات خواهد كرد تو را مردى از اهل مغرب و از حال من از تو سؤال خواهد كرد تو در جواب او بگو : كه او است به خدا سوگند امامى كه حضرت صادق عليه السّلام از براى ما گفته هر چه از تو سؤال كند از مسائل حلال و حرام تو از جانب من جواب او بده . گفتم : فدايت شوم آن مرد مغربى چه نشانى دارد ؟ فرمود : مردى به قامت طويل و جسيم است و نام او يعقوب است و هرگاه او را ملاقات كنى باكى نيست كه او را جواب گويى از هر چه مىپرسد ، چه او يگانهء قوم خويش است و اگر خواست به نزد من بيايد او را با خود بياور . شعيب گفت : به خدا سوگند كه روز ديگر من در طواف بودم كه مردى طويل و جسيم رو به من كرد و گفت : مىخواهم از تو سؤالى كنم از احوال صاحبت . گفتم : از كدام صاحب ؟
--> [ 1 ] در العوالم ، ج 21 ، ص 162 به نقل از مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 419 ؛ و نيز نك : بحار الأنوار ، ج 48 ، ص 78 و مدينة المعاجز ، ص 466 ، ح 113 .