الشيخ عباس القمي

1511

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

يعنى : تويى سيرابى من هرگاه تشنه شوم به سوى آب ، و تو قوت منى هر وقتى كه اراده كنم طعام را . پس گفت : خداى من و سيّد من ، من غير از اين ركوه ندارم از من مگير او را . شقيق گفت : به خدا سوگند ديدم كه آب چاه جوشيد و بالا آمد ، آن جوان دست به جانب آب برد و ركوه را بگرفت و پر از آب كرد و وضو گرفت و چهار ركعت نماز گزارد پس به جانب تلّ ريگى رفت و از آن ريگ‌ها گرفت و در ركوه ريخت و حركت داد و بياشاميد . من چون چنين ديدم نزديك او شدم و سلام كردم و جواب شنيدم . پس گفتم : به من هم مرحمت كن از آنچه خدا به تو نعمت فرموده . فرمود : اى شقيق ! هميشه نعمت خداوند در ظاهر و باطن با ما بوده پس گمان خوب ببر بر پروردگارت ، پس ركوه را به من داد چون آشاميدم ديدم سويق و شكر است و به خدا سوگند كه هنوز لذيذتر و خوش بوتر از آن نياشاميده بودم پس سير و سيراب شدم به حدّى كه چند روز ميل به طعام و شراب نداشتم . پس ديگر آن بزرگوار را نديدم تا وارد مكّه شدم نيمهء شبى او را ديدم در پهلوى قبّه السّراب مشغول به نماز است و پيوسته مشغول به گريه و ناله بود و با خشوع تمام نماز مىگزارد تا فجر طلوع كرد ، پس در مصلاى خود نشست و تسبيح كرد و برخاست نماز صبح ادا كرد پس از آن هفت شوط طواف بيت كرده و بيرون رفت ، من دنبال او رفتم ديدم او را حاشيه و غلامان است بر خلاف آن وضعى كه در بين راه بود ( يعنى او را جلالت و نبالت تمامى است ) و مردم اطراف او جمع شدند و بر او سلام مىكردند ، پس من به شخصى گفتم كه : اين جوان كيست ؟ گفتند : اين موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السّلام است . گفتم : اين عجايب كه من از او ديدم اگر از غير او بود عجب بود لكن چون از اين بزرگوار است عجبى ندارد . [ 1 ]

--> [ 1 ] كشف الغمه ، ج 3 ، ص 3 ؛ حديقة الشيعة ، ج 2 ، ص 819 ، به نقل از فصول المهمه ، ص 233 ؛ اخبار الدول ، ج 1 ،