الشيخ عباس القمي

1507

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

بوديم كه از او مسائل فرض و سنّت بشنويم او خود از غيب خبر مىدهد ! و كسى فرستادند تا بر در آن خانه منتظر خبر نشست ، و چون نصفى از شب گذشته فرياد و فغان از آن خانه بر آمد و چون پرسيد كه چه واقع شده گفتند : آن مرد به علت فجأة [ 1 ] بمرد بى آن كه او را بيمارى و مرضى باشد . فرستاده رفت و هر دو را خبر كرد و ايشان باز به خدمت امام عليه السّلام آمده پرسيدند كه : ما مىخواهيم بدانيم كه شما اين علم را از كجا به هم رسانيده بوديد ؟ فرمود : اين علم از آن علم‌ها است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به مرتضى على عليه السّلام تعليم داده بود ، و از آن علم‌ها نيست كه ديگرى را راهى به آن باشد و هر دو متحيّر و مبهوت شده هر چند خواستند كه ديگر حرفى توانند زد نتوانستند و هر دو برخاسته شرمنده برگشتند و صبر بر كتمان هم نداشتند و خود روايت نمودند و نقل كردند تا در روز قيامت بر ايشان حجّت باشد . [ 2 ] نهم : در امر آن حضرت است شير پرده را به دريدن افسونگرى : ابن شهر آشوب از على بن يقطين روايت كرده كه وقتى هارون الرّشيد طلب كرد مردى را كه باطل كند به سبب او امر حضرت أبو الحسن موسى بن جعفر عليه السّلام را و خجالت دهد آن حضرت را در مجلس ، پس اجابت كرد او را به جهت اين كار مردى افسونگر ، پس چون خوان طعام حاضر شد ، آن مرد حيله كرد در نان پس چنان شد كه هر چند قصد كرد خادم حضرت كه نانى بردارد و نزد حضرت گذارد نان از نزد او پريد . هارون از اين كار چندان خوش‌حال و خندان شد كه خوددارى نتوانست كند و به حركت در آمد ، پس چندان نگذشت كه حضرت امام موسى عليه السّلام سر مبارك بلند كرد به سوى شيرى كه كشيده بودند آن را به بعضى از آن پرده‌ها ، فرمود : اى اسد اللّه !

--> [ 1 ] فجأة ناگهانى ، به طور غير مترقبه . فرهنگ نوين ، ص 493 . [ 2 ] حديقة الشيعة ، ج 2 ، ص 828 ؛ فصول المهمه ، ص 238 ؛ كشف الغمة ، ج 2 ، ص 41 .