الشيخ عباس القمي
1508
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )
بگير دشمن خدا را ، پس برجست آن صورت به مثل بزرگترين شير و پاره كرد آن افسونگر را ، هارون و نديمانش از ديدن اين امر عظيم غش كرده و بر روى در افتادند و عقلهايشان پريد از هول آنچه مشاهده كردند و چون به هوش آمدند بعد از زمانى هارون به حضرت امام موسى عليه السّلام عرض كرد كه : درخواست مىكنم از تو به حقّ من بر تو كه بخواهى از صورت كه برگرداند اين مرد را ، فرمود : اگر عصاى حضرت موسى عليه السّلام برگردانيد آنچه را كه بلعيد از ريسمانها و عصاهاى ساحران اين صورت نيز برمىگرداند اين مرد را كه بلعيد . [ 1 ] ( مؤلّف گويد كه ) : بعضى از فضلاء ( و شايد كه آن سيّد اجلّ آقا سيّد حسين مفتى باشد ) روايت كرده اين حديث را از شيخ بهايى به اين طريق كه فرمود : حديث كرد مرا در شب جمعه هفتم جمادى الآخرهء سنهء هزار و سه در مقابل دو ضريح امامين معصومين حضرت موسى بن جعفر و ابو جعفر جواد عليه السّلام از پدرش شيخ حسين از مشايخ خود پس آنها را نام برده تا به شيخ صدوق از ابن الوليد از صفّار و سعد بن عبد اللّه از احمد بن محمّد بن عيسى از حسن بن على بن يقطين ، از برادرش حسين از پدرش على بن يقطين . و رجال اين سند تمامى ثقات و شيوخ طايفه هستند پس حديث را ذكر كرده مثل آنچه ذكر شد و مخالفتى با اين حديث ندارد جز آن كه در آن خادم ندارد بلكه دارد خود حضرت مىخواست نان بردارد ، و ديگر آن كه صورت شير در بعضى از صحنهاى مزنل بود نه در پرده ، و بقيّه مثل همند ، و بعد از اين روايت گفته كه شيخ بهايى - ادام اللّه ايّامه - انشاد كرد براى من سه بيتى كه در مدح حضرت امام موسى و امام محمّد جواد عليه السّلام گفته بود و آن سه بيت اين است ، بهترين اشعارى است كه در مدح آن دو بزرگوار گفته شده . الا يا قاصد الزّوراء عرّج * على الغربىّ من تلك المغانى و نعليك اخلعن و اسجد خضوعا * إذا لاحت لديك القبّتان فتحتهما لعمرك نار موسى * و نور محمّد متقارنان
--> [ 1 ] مناقب ، ج 4 ، ص 299 ؛ بحار الأنوار ، ج 48 ، ص 41 .