الشيخ عباس القمي

1495

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

گفت : جمع شدند شيعيان نيشابور و اختيار كردند از بين همه محمّد بن على نيشابورى را ، پس سى هزار دينار و پنجاه هزار درهم و دو هزار پارچه جامه به او دادند كه براى امام موسى عليه السّلام ببرد . شطيطه كه زنى مؤمنه بود يك درهم صحيح و پارهء از خام كه به دست خود آن را رشته بود و چهار درهم ارزش داشت آورد و گفت : انّ اللّه لا يستحيى من الحقّ ، [ 1 ] يعنى : اين كه من مىفرستم اگر چه كم است ، لكن از فرستادن حقّ امام عليه السّلام اگر كم باشد نبايد حيا كرد قال فثنّيت درهمها . پس آن جماعت آوردند جزوه‌اى كه در آن سؤالاتى بود و مشتمل بود بر هفتاد ورق ، در هر ورقى يك سؤال نوشته بودند و ما بقى ورق را سفيد گذاشته بودند كه جواب آن سؤال در زيرش نوشته شود و هر دو ورقى را روى هم گذاشته بودند و مثل كمر بند سه بند بر آن چسبانيده بودند و بر هر بندى مهرى زده بودند كه كسى آن را باز نكند و گفتند : اين جزوه را شب بده به امام عليه السّلام و فرداى آن شب بگير آن را ، پس هرگاه ديدى مهرها صحيح است پنج مهر از آن‌ها بشكن و ملاحظه كن ببين هرگاه جواب مسائل را داده بدون شكستن مهرها پس او امامى است كه مستحقّ مال‌ها است ، پس بده به او آن مال‌ها را و الّا اموال ما را برگردان به ما . آن شخص مشرّف شد به مدينه و داخل شد بر عبد اللّه افطح و امتحان كرد او را يافت كه او امام نيست . بيرون آمد و مىگفت : ربّ اهدنى [ الى ] سواء الصّراط [ 2 ] پروردگار مرا هدايت كن به راه راست . گفت : در اين بين كه ايستاده بودم ، ناگاه پسرى را ديدم كه مىگويد : اجابت كن آن كس را كه مىخواهى . پس برد مرا به خانهء حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام پس چون آن حضرت مرا ديد فرمود به من براى چه نوميد مىشوى اى ابو جعفر ؟ و براى چه آهنگ مىكنى به سوى يهود و نصارى ؟ به سوى من آى ، منم حجّة اللّه و

--> [ 1 ] اقتباس از آيهء شريفهء 53 سورهء احزاب . [ 2 ] اقتباس از آيهء 23 سورهء ص .