الشيخ عباس القمي

703

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ . « 1 » يعنى : پس بيرون رفت از شهر در حالتى كه ترسان و مترقب رسيدن دشمنان بود ، گفت : پروردگارا نجات بخش مرا از گروه ستمكاران . و از راه متعارف آن حضرت روانه شد ، پس اهل بيت آن حضرت گفتند كه : مناسب آن است كه از بيراهه تشريف ببريد ، چنان كه ابن زبير رفت تا آن كه اگر كسى به طلب شما بيايد شما را در نيابد . حضرت فرمود كه : من از راه راست به در نمىروم تا حقّ تعالى آنچه خواهد ميان من و ايشان حكم كند . « 2 » و از جناب سكينه عليها السّلام مروى است كه فرمود : وقتى كه ما از مدينه بيرون شديم هيچ اهل بيتى از ما اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ترسان و هراسان‌تر نبود . « 3 » [ اندوه بانوان هاشمى ] از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت است كه چون حضرت امام حسين عليه السّلام اراده نمود كه از مدينهء طيّبه بيرون رود ، مخدّرات و زنهاى بنى عبد المطّلب از عزيمت آن حضرت آگهى يافتند ، پس به خدمت آن حضرت شتافتند و صدا را به نوحه و زارى بلند كردند تا آن كه آن حضرت در ميان ايشان عبور فرمود و ايشان را قسم داد كه صداهاى خود را از گريه و نوحه ساكت كنند و صبر پيش آورند . آن محنت‌زدگان جگر سوخته گفتند : پس ما نوحه و زارى را براى چه روز بگذاريم ؟ به خدا سوگند كه اين زمان نزد ما مانند روزى است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دنيا رفت و مثل روزى است كه امير المؤمنين على عليه السّلام و فاطمه و رقيّه و زينب و امّ كلثوم دختران پيغمبر از دنيا رفتند . خدا جان ما را فداى تو گرداند اى محبوب قلوب

--> ( 1 ) سورهء قصص ، آيهء 21 . ( 2 ) الارشاد ، ج 2 ، ص 35 . ( 3 ) منتخب طريحى ، ص 411 .