الشيخ عباس القمي
686
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )
زراره ! بدرستى كه آسمان گريست بر حسين عليه السّلام چهل صباح به سرخى ، و كسوف و كوهها پاره شدند و از هم پاشيدند و درياها به جوش و خروش آمدند و ملائكه چهل روز بر آن حضرت گريستند و زنى از زنان بنى هاشم خضاب نكرد و روغن بر خود نماليد و سرمه نكشيد و موى خود را شانه نكرد تا آن كه سر عبيد اللّه بن زياد را براى ما آورند و پيوسته ما در گريهايم از براى آن حضرت و جدّم على بن الحسين عليهما السّلام ، چون پدر بزرگوار خود را ياد مىكرد آن قدر مىگريست كه ريش مباركش از آب ديدهاش تر مىشد و هر كه آن حضرت را بر آن حال مىديد از گريهء او مىگريست ، و ملائكه كه نزد قبر آن امام شهيدند گريه براى او مىكنند و به گريهء ايشان مرغان هوا و هر كه در هوا و آسمان است از ملائكه گريان شوند . « 1 » و نيز ابن قولويه به سند معتبر از داود رقّى روايت كرده است كه گفت : روزى در خدمت حضرت صادق عليه السّلام بودم كه آب طلبيد ، چون بياشاميد آب از ديدههاى مباركش فرو ريخت و فرمود : اى داود ! خدا لعنت كند قاتل حسين عليه السّلام را ، پس فرمود : هر بندهاى كه آب بياشامد و ياد كند آن حضرت را و لعنت كند بر قاتل او البتّه حقّ تعالى صد هزار حسنه براى او بنويسد ، و صد هزار گناه از او رفع كند و صد هزار درجه براى او بلند كند و چنان باشد كه صد هزار بنده آزاد كرده باشد ، و در روز قيامت با دل خنك و شاد و خرّم مبعوث گردد . « 2 » شيخ طوسى قدّس سرّه به سند معتبر روايت كرده است كه معاوية بن وهب گفت : روزى در خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام نشسته بوديم كه ناگاه پيرمردى منحنى به مجلس حضرت در آمد و سلام كرد ، حضرت فرمود : و عليك السّلام و رحمة اللّه اى شيخ ! بيا نزديك من . پس آن مرد پير به نزديك آن حضرت رفت و دست مبارك امام را بوسيد و گريست .
--> ( 1 ) بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 206 ؛ كامل الزيارات ، باب 62 ، ح 6 . ( 2 ) كامل الزيارات ، باب 34 ، ح 1 .