الشيخ عباس القمي

687

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

حضرت فرمود : سبب گريهء تو چيست اى شيخ ؟ عرض كرد : يا بن رسول اللّه ! من صد سال است آرزومندم كه شما خروج كنيد و شيعيان را از دست مخالفان نجات دهيد و پيوسته مىگويم كه در اين سال خواهد شد و در اين ماه و اين روز خواهد شد و نمىبينم آن حالت را در شما چگونه گريه نكنم . پس حضرت به سخن آن پيرمرد گريان شد ، فرمود : اى شيخ ! اگر اجل تو تأخير افتد و ما خروج كنيم با ما خواهى بود و اگر پيشتر از دنيا مفارقت كنى ، در روز قيامت با اهل بيت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خواهى بود . آن مرد گفت : بعد از آن كه اين را از جناب شما شنيدم هر چه از من فوت شود پروا نخواهم كرد . حضرت فرمود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : كه در ميان شما دو چيز بزرگ مىگذارم كه تا متمسّك به آن‌ها باشيد و گمراه نگرديد : كتاب خدا و عترت من ، اهل بيت من . چون در روز قيامت بيايى با ما خواهى بود . پس فرمود : اى شيخ ! گمان نمىكنم از اهل كوفه باشى ؟ عرض كرد : از اطراف كوفه‌ام . فرمود كه : آيا نزديكى به قبر جدّم حسين مظلوم عليه السّلام ؟ گفت : بلى . فرمود : چگونه است رفتن تو به زيارت آن حضرت ؟ گفت : مىروم و بسيار مىروم . فرمود كه : اى شيخ ! اين خونى است كه خداوند عالم طلب اين خون خواهد كرد ، و مصيبتى به فرزندان فاطمه عليها السّلام نرسيده است و نخواهد رسيد مثل مصيبت حسين . بدرستى كه آن حضرت شهيد شد با هفده نفر از اهل بيت خود كه براى دين خدا جهاد كردند و براى خدا صبر كردند ، پس خدا جزا داد ايشان را به بهترين جزاهاى صبر كنندگان .