الشيخ عباس القمي

667

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

ايشان ردّ كرد . و فرمود كه : به نزد پدر و مادر خويش ببريد و اگر اوّل به نزد پدر خود ببريد بهتر است . پس آنچه آن حضرت فرموده بود به عمل آوردند و به نزد پدر و مادر خويش ماندند تا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزد ايشان رفت و همگى از آن ميوه‌ها تناول كردند ، و هر چه مىخوردند به حال اوّل بر مىگشت و چيزى از آن كم نمىشد . و آن ميوه‌ها به حال خود بود تا گاهى كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دنيا رفت و باز آن‌ها نزد اهل بيت بود و تغييرى در آن‌ها به هم نرسيد تا آن كه حضرت فاطمه عليها السّلام رحلت فرمود ، پس انار بر طرف شد . و چون حضرت امير المؤمنين عليها السّلام شهيد شد به بر طرف شد و سيب ماند ، آن سيب را حضرت امام حسن عليه السّلام داشت تا آن كه به زهر شهيد شد و آسيبى به آن نرسيد ، بعد از آن نزد امام حسين عليه السّلام بود . حضرت امام زين العابدين عليه السّلام فرمود : وقتى كه پدرم در صحراى كربلا محصور اهل جور و جفا بود ، آن سيب را در دست داشت و هرگاه كه تشنگى بر او غالب مىشد ، آن را مىبوييد تا تشنگى آن حضرت تخفيف مىيافت ، چون تشنگى بسيار بر آن حضرت غالب شد و دست از حيات خود برداشت دندان بر آن سيب فرو برد ، چون شهيد شد هر چند آن سيب را طلب كردند نيافتند ، پس آن حضرت فرمود كه : من بوى آن سيب را از مرقد مطهّر پدرم مىشنوم گاهى كه به زيارت او مىروم ، و هر كه از شيعيان مخلص ما در وقت سحر به زيارت آن مرقد معطّر برود بوى سيب را از آن ضريح منوّر مىشنود . « 1 » و از امالى مفيد نيشابورى مروى است كه حضرت امام رضا عليه السّلام فرمود : برهنه مانده بودند حضرت امام حسن و امام حسين عليهما السّلام و نزديك عيد بود . پس حسنين عليهما السّلام به مادر خويش فاطمه عليها السّلام گفتند : اى مادر ، كودكان مدينه به جهت عيد ، خود را آرايش و زينت كرده‌اند ، پس چرا تو ما را به لباس آرايش نمىكنى و

--> ( 1 ) بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 289 به نقل از مناقب ، ج 3 ، ص 391 .