الشيخ عباس القمي

63

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

كسى را بر لغزش و خطاى سخن مؤاخذه نمىفرمود و صحابه داخل مىشدند به مجلس آن حضرت طلب كنندگان علم ، و متفرّق نمىشدند مگر آن كه از حلاوت علم و حكمت چشيده بودند . و از شرّ مردم در حذر بود امّا از ايشان كناره نمىكرد و خوش رويى و خوش بويى را از ايشان دريغ نمىداشت و جستجوى اصحاب خود مىنمود و احوال ايشان مىگرفت ، و هرگز غافل از احوال مردم نمىشد مبادا كه غافل شوند و به سوى باطل ميل كنند و نيكان خلق را نزديك خود جاى مىداد ، و افضل خلق نزد او كسى بود كه مواسات و معاونت و احسان و يارى مردم بيشتر كند . و آداب مجلس آن حضرت چنين بود كه در مجلسى نمىنشست و بر نمىخاست مگر با ياد خدا ، و در مجلس ، جاى مخصوص براى خود قرار نمىداد ، و نهى مىفرمود از اين ، و چون داخل مجلس مىشد در آخر مجلس كه خالى بود مىنشست و مردم را به اين امر مىفرمود ، و به هر يك از اهل مجلس خود بهره‌اى از كرام و التفات مىرسانيد ، و چنان معاشرت مىفرمود كه هر كس را گمان آن بود كه گرامىترين خلق است نزد او ، و با هر كه مىنشست تا او ارادهء برخاستن نمىكرد بر نمىخاست ، و هر كه از او حاجتى مىطلبيد اگر مقدور بود روا مىكرد و الّا به سخن نيكى و وعدهء جميلى او را راضى مىكرد . و خلق عميمش همه خلق را فرا گرفته بود و همه كس نزد او در حقّ مساوى بود . مجلس شريفش ، مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود ، و صداها در آن بلند نمىشد و بد كسى در آن گفته نمىشد و بدى از آن مجلس مذكور نمىشد ، و اگر از كسى خطايى صادر مىشد نقل نمىكردند و همه با يكديگر در مقام عدالت و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيّت مىكردند و با يكديگر در مقام تواضع و شكستگى بودند ، پيران را توقير مىكردند و بر خردسالان رحم مىكردند و غريبان را رعايت مىكردند . و سيرت آن حضرت با اهل مجلس چنان بود كه پيوسته گشاده‌رو و نرم خود بود و