الشيخ عباس القمي

59

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

چون نزديك رفتند آن جوانان دور شدند ، و آن دو جوان جبرئيل و ميكائيل بودند ، پس از آن حضرت پرسيدند كه تو كيستى ؟ گفت : منم فرزند عبد اللّه بن عبد المطّلب . پس عبد المطّلب آن حضرت را بر گردن خود سوار كرد و بر گردانيد و بر دور كعبه هفت شوط آن حضرت را طواف فرمود و زنان بسيار براى دلدارى حضرت آمنه نزد او جمع شده بودند ، چون آن حضرت را به خانه آورد خود به نزد آمنه رفت و به سوى زنان ديگر التفات ننمود . « 1 » بالجمله چون آن حضرت را به نزد حضرت آمنه آوردند امّ ايمن حبشيّه كه كنيزك عبد اللّه بود و بركه نام داشت و به ميراث به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم رسيده بود به حصانت و نگاهداشت آن حضرت پرداخت و هرگز آن حضرت را نديد كه از گرسنگى و تشنگى شكايت كند ، هر بامداد شربتى از زمزم بنوشيدى و تا شامگاه هيچ طعام نطلبيدى و بسيار بود كه چاشتگاه براى او عرض طعام مىكردند و اقدام به خوردن نمىفرمود . * * *

--> ( 1 ) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 1 ، ص 60 .