الشيخ عباس القمي

52

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

گفت : واى بر شما ! از اوّل شب تا حال احوال آسمان و زمين را متغيّر مىيابم ، و مىبايد كه حادثهء عظيمى در زمين واقع شده باشد كه تا عيسى به آسمان رفته است مثل آن واقع نشده است ، پس برويد و بگرديد و تفحّص كنيد كه چه امر غريب حادث شده است ؟ پس متفرّق شدند و گرديدند و برگشتند و گفتند : چيزى نيافتيم ! آن ملعون گفت كه : استعلام اين امر كار من است . پس فرو رفت در دنيا و جولان كرد در تمام دنيا تا به حرم رسيد ، ديد كه ملائك اطراف حرم را فرو گرفته‌اند ، چون خواست كه داخل شود ملائكه بانگ بر او زدند ، برگشت پس كوچك شد مانند گنجشكى و از جانب كوه حرا داخل شد ، جبرئيل گفت : برگرد اى ملعون ! گفت : اى جبرئيل ! يك حرف از تو سؤال مىكنم ، بگو امشب چه واقع شده است در زمين ؟ جبرئيل گفت : محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم كه بهترين پيغمبران است امشب متولّد شده است . پرسيد كه : آيا مرا در او بهره‌اى هست ؟ گفت : نه . پرسيد كه : آيا در امّت او بهره دارم ؟ گفت : بلى . ابليس گفت : راضى شدم . « 1 » از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده است كه چون آن حضرت متولّد شد بت‌ها كه بر كعبه گذاشته بودند همه بر رو افتادند ، و چون شام شد اين ندا از آسمان رسيد كه : جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً . « 2 »

--> ( 1 ) نك ايضا : بحار الأنوار ، ج 15 ، ص 257 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 69 - 71 ؛ كمال الدين ، ج 1 ، ص 196 ؛ تفسير قمى ، 349 ؛ امالى صدوق ، 235 ؛ جلاء العيون ، ص 69 ، ص 71 ؛ روضة الواعظين ، 65 ؛ حياة القلوب ، ج 3 ، ص 133 . ( 2 ) الإسراء ، آيه 81 .