الشيخ عباس القمي
53
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )
و جميع دنيا در آن شب روشن شد و هر سنگ و كلوخى و درختى كه بود خنديدند . و آنچه در آسمانها و زمينها بود ، تسبيح خدا گفتند ، و شيطان گريخت و مىگفت : بهترين امّتها و بهترين خلايق و گرامىترين بندگان و بزرگترين عالميان محمّد است صلّى اللّه عليه و آله و سلم . « 1 » و شيخ احمد بن ابى طالب طبرسى در كتاب احتجاج « 2 » روايت كرده است از امام موسى بن جعفر عليه السّلام كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم از شكم مادر بر زمين آمد دست چپ را بر زمين گذاشت و دست راست را به سوى آسمان بلند كرد ، و لبهاى خود را به توحيد به حركت آورد ، و از دهان مباركش نورى ساطع شد كه اهل مكّه قصرهاى بصرى « 3 » و اطراف آن را كه از شام است ديدند ، و قصرهاى سرخ يمن و نواحى آن را و قصرهاى سفيد اصطخر فارس و حوالى آن را ديدند . و در شب ولادت آن حضرت دنيا روشن شد تا آن كه جنّ و انس و شياطين ترسيدند و گفتند : در زمين امر غريبى حادث شده است ، و ملائكه را ديدند كه فرود مىآمدند و بالا مىرفتند فوج فوج ، و تسبيح و تقديس خدا مىكردند ، و ستارهها به حركت آمدند و در ميان هوا مىريختند ، و اينها همه علامات ولادت آن حضرت بود . و ابليس لعين خواست كه به آسمان رود به سبب آن غرايب كه مشاهده كرد زيرا كه او را جايى بود در آسمان سيّم كه او و ساير شياطين گوش مىدادند به سخن ملائكه ، چون رفتند كه حقيقت واقعه را معلوم كنند ، ايشان را به تير شهاب راندند براى دلالت پيغمبرى آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلم .
--> ( 1 ) بحار الأنوار ، ج 15 ، ص 274 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 1 ، ص 58 ؛ جلاء العيون ، ص 78 - 77 ؛ حياة القلوب ، ج 3 ، ص 141 . ( 2 ) الاحتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص 529 ؛ جلاء العيون ، 78 ؛ بحار الأنوار ، ج 15 ، ص 260 ؛ حياة القلوب ج 3 ، ص 141 - 142 . ( 3 ) نك : مراصد الاطلاع ، ج 1 ، ص 201 .