الشيخ عباس القمي
33
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )
تاء و سكون ياء ) و يقظه ( به فتح ياء و قاف ) ، و مادر اين دو پسر بارقيه است . و به تيم منسوب است قبيلهء أبو بكر و طلحة ، و يقظه را پسرى بود مخزوم نام كه قبيلهء بنى مخزوم به وى منسوبند و از ايشان است امّ سلمه و خالد بن الوليد و ابو جهل . و كلاب بن مرّه را دو پسر بود : يكى زهره كه منسوب است به آن آمنه مادر حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم و سعد بن ابى وقّاص و عبد الرّحمن بن عوف . دوم قصىّ ( به ضمّ قاف و فتح صاد مهمله و ياء مشدّده ) « 1 » و نامش زيد است . و او را قصىّ گفتند بدان جهت كه مادرش فاطمه بنت سعد بعد از وفات كلاب ، به ربيعة بن حرام قضاعى شوهر كرد ، زهره را كه فرزند بزرگترش بود در مكّه بگذاشت و قصىّ را كه خرد سال بود با خود برداشت به اتّفاق شوهرش به ميان قضاعه آمد و چون قصىّ از مكه دور افتاد او را قصىّ گفتند كه به معنى دور شده است . « 2 » و چون قصىّ بزرگ شد ، هنگام حجّ مادر خود فاطمه را با برادر مادرى خود رزّاح بن ربيعه وداع كرد به اتّفاق جماعتى از قضاعه كه عزيمت مكّه داشتند به مكّه آمد و در آنجا در نزد برادر خود زهره بماند چندان كه به مرتبهء ملكى رسيد . و در آن زمان بزرگ مكّه حليل بن حبسيّه « 3 » ( به حاء و سين مهملتين بر وزن وحشيّه ) بود و در مردم خزاعه كه بعد از جرهميان بر مكّه مستولى شده بودند حكومت داشت . و او را دختران و پسران بود ، و از جملهء دختران او حبّى « 4 » ( به ضمّ حاء مهمله و تشديد باء موحّده ) بود . قصىّ او را به نكاح خود در آورد و از پس آن كه روزگارى با او هم بالين بود بلاى و با و رنج رعاف در مكه پديد آمد . پس حليل و مردم خزاعه از مكّه به در شدند ، حليل در بيرون مكّه بمرد و هنگام رحلت
--> ( 1 ) پيامبر ( ص ) دربارهء اين دو فرمود : صريحا قريش ابنا كلاب . ( 2 ) سمط النجوم العوالى ، ج 1 ، ص 59 ؛ تاريخ اليعقوبى ، ج 1 ، ص 237 . ( 3 ) حبشيه ظاهرا . ( 4 ) نك : الاشتقاق ، ص 38 .