الشيخ عباس القمي

32

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

قريش گويند . و او را چهار پسر بود از ليلى بنت سعد بن هذيل : 1 - غالب 2 - محارب 3 - حارث 4 - اسد ، از ميان همه نور نبوّت به غالب منتقل شد . و غالب را دو پسر بود از سلمى بنت عمرو بن ربيعهء خزاعيّه : « 1 » 1 - لؤى 2 - تيم . و نور شريف نبوّت به لؤى منتقل شد و آن ( به ضم لام و فتح و او و تشديد ياء ) تصغير لاى است كه به معنى نور است . و او را چهار پسر بود : 1 - كعب 2 - عامر 3 - سامه 4 - عوف ، و در ميان همگى نور نبوت به كعب منتقل شد . مادرش ماريه « 2 » دختر كعب قضاعيه بوده ، و كعب بن لؤىّ از صنا ديد عرب بود و در قبيلهء قريش از همه كس برترى داشت ، و درگاهش ملجأ و پناه پناهندگان بود . و مردم عرب را قانون چنان بود كه هرگاه داهيهء عظيم يا كارى معجب روى مىداد سال آن واقعه را تاريخ خويش مىنهادند ، لاجرم سال وفات او را كه 5644 بعد از هبوط [ نزول ] آدم بود تاريخ كردند تا عام الفيل . « 3 » و او را سه پسر بود از مخشيّة دختر شيبان : 1 - مرّه ( به ضم ميم و تشديد راء ) 2 - عدىّ 3 - هصيص ، و هصيص ( به مهملات كزبير ) از برادران ديگر بزرگتر بود . و او را پسرى به نام عمرو ، و عمرو دو پسر داشت : يكى سهم و ديگرى جمح ( به ضم جيم و فتح ميم ) ، و به سهم منسوب است عمرو عاص ، و به جمح منسوب است ، عثمان بن مظعون و صفوان بن اميّه و ابو محذوره كه مؤذّن پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم بود ، و به عدىّ بن كعب منسوب است ، عمر بن خطّاب . و مرّة بن كعب ( به ضم ميم و تشديد راء ) همان است كه نور محمدى صلّى اللّه عليه و آله و سلم از كعب به وى منتقل شده و او را سه پسر بود : كلاب ، مادرش هند دختر سرىّ « 4 » بن ثعلبه است ، و دو پسر ديگر تيم ( به فتح

--> ( 1 ) يا عاتكه دختر يخلد بن نضر بن كنانه ( الكامل ، ج 2 ، ص 16 ) يا سلمى دختر كعب بن عمرو خزاعى . ( 2 ) ماويّه نيز گفته‌اند نك : الاشتقاق ، ص 40 . ( 3 ) اين حادثه حدود 520 سال مبدء تاريخ عرب و عدنانى و قريش بود . ( 4 ) در بعض كتابها : سرير .