الشيخ عباس القمي
29
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )
مضر ( به ضم ميم و فتح ضاد معجمه ) معدول از ماضر است و آن شير است پيش از آن كه ماست شود . و اسم مضر « عمرو » است ، و مادرش سوده بنت عكّ است ، « 1 » و نور نبوّت از نزار به او منتقل شده بود ، و بعد از پدر سيّد سلسله بود و اقوام عرب او را مطيع و منقاد بودند . و همواره در ترويج دين حضرت ابراهيم خليل عليه السّلام روز مىگذاشت و مردم را به راه راست مىداشت . گويند : از تمامى مردم صوتش نيكوتر بود و او اوّل كسى است كه آواز حدى « 2 » را براى شتران خواند . و از وى دو پسر به وجود آمد با يكى عيلان ( به فتح عين مهمله و سكون ياء ) كه قبايل بسيار از او پديد آمد . ديگر اليأس ، « 3 » كه نور پيغمبرى به دو منتقل شده بود . لاجرم بعد از پدر در ميان قبايل بزرگى يافت چنان كه او را سيّد العشيره لقب دادند ، و امور قبايل و مهمّات ايشان به صلاح و صواب ديد او فيصل مىيافت ، و تا آن روز كه نور محمّدى صلّى اللّه عليه و آله و سلم از پشت او انتقال نيافته بود گاهى از صلب خويش زمزمهء تسبيح شنيدى ، و پيوسته عرب او را معظّم و بزرگ شمردندى مانند لقمان و اشباه او . مادرش رباب « 4 » نام دارد ، و زوجهاش ليلى « 5 » بنت حلوان قضاعيّه يمنيّه است كه او را خندف [ نيز ] گويند و او را سه پسر بود : 1 - عمرو 2 - عامر 3 - عميرا . گويند چون پسران وى به حدّ بلوغ و رشد رسيدند ، روزى عمرو و عامر با مادر خود ليلى به صحرا رفتند ، ناگاه خرگوشى از سر راه بجنبيد و به يكسو گريخت و شتران از خرگوش برميدند و عمرو و عامر از دنبال خرگوش تاختن كردند ، عمرو
--> ( 1 ) نك : جمهرة انساب امّهات النّبى ( ص ) ، ص 195 . ( 2 ) حداء يا حداء : زجر كردن و راندن شتران به سرود و آواز . سرود و آواز : سرود و آواز ساربانان براى راندن شتر . فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 1343 . ( 3 ) نك : النّفحة العنبرية ، ص 34 و 35 . ( 4 ) دختر حيده پسر معدّ . نك : تاريخ الطبرى ، ج 22 ، ص 268 . ( 5 ) الاشتقاق ، ص 42 .