محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

69

مناقب مرتضوى ( فارسي )

و از عدى بن ثابت مروى است كه گفت : « امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - در زمان سيد المرسلين دو جامهء سطبر خريده قنبر - رضى الله عنه - را مخيّر گردانيد ؛ قنبر يكى از آن دو جامه اختيار كرد ، ديگرى را امير درپوشيد . » و در روضة الشّهداء مىآرد كه : « در زمان خلافت امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - از بصره تا حدّ سمرقند در تحت تصرّف بود ؛ اما به حدّى متواضع بود كه در بازار كوفه پياده راه مىرفت و مردمى كه به معاملات دنيوى اشتغال داشتند از امير خود واقف نگشتندى . چون بر وى انبوه كردندى ، مىگفتى : اى مؤمنان ! على را راه دهيد . چون مردم آواز دلنوازش را استماع مىنمودند ، راه مىدادند . » و چون در معنى : « تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً » تا آخر كه به اتّفاق علماى فريقين در شأن امير است تأمل مىكنيم ، نيز صريح دلالت مىكند كه از « وَ الَّذِينَ مَعَهُ » تا « مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ » تمام در شأن امير المؤمنين نازل شده ؛ زيرا كه حقّ سبحانه مىفرمايد : مىبينى ايشان را ركوع و سجودكنندگان ؛ مىطلبند فضلى از خداى و علامتهاى ايشان در رويهاى ايشان هويدا و آشكار است از اثر سجده و اين وصف كه مذكور شده صفت ايشان است در تورات و انجيل . و حال آنكه نام هيچ يكى از صحابهء عظام - رضى الله عنهم - ثبت نشده بجز نام نامى شاه اوليا كه در تورات « ايليا » و در انجيل « شنطيا » است . و اگر در اين محل معترضى زبان اعتراض گشايد كه از « وَ الَّذِينَ مَعَهُ » تا آخر ، همه صيغهء جمع واقع شده بر يك فرد چگونه راست آيد ؟ جواب آن است كه از جهت تعظيم حقّ سبحانه ، ولى خود را چنين ياد كرده ، چنانچه در آيهء كريمهء : « إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ » 6621224 خ 0 111 خ گفت و حال آنكه در اين آيهء كريمه اختلاف را راه نيست ؛ چرا كه هيچ كس به جز امير المؤمنين در ركوع صدقه نداده و چون « الكناية ابلغ من التّصريح » دأب عرب است ، بنابراين حضرت همچون به كنايه و اشاره متكلّم شده تا هركه سعادتمند ازلى بود به مقصد اصلى راه برده ، دقايق حقايق كلام ربّانى بداند و آنكه شقى الاصل باشد به مطالب اسرار نهانى پىنبرده مبتلا به شقاوت گشته ، در حجب نفسانى ظلمانى بماند . و اگر خواهيم باوجود دلايل مذكوره رعايت صيغهء جمع كنيم ، پس به قول اهل سنّت از « وَ الَّذِينَ مَعَهُ » تا آخر ، چگونه بر يك يك فرد صادق آيد ؟ بنابراين بگوييم در شأن آنانى كه در آن غزا حاضر بودند نازل شده ؛ بر اين تقدير هم نسبت به امير المؤمنين بالاصالة است و نسبت به ساير صحابه به تبعيت ؛ چرا كه حقّ سبحانه « أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ » مىفرمايد و در آن غزا اكثر صحابه روى به فرار آوردند و فتح خيبر به دست امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - شده و اين نه مستشهد طلب است « و هو عيان لا يحتاج بالبيان » .