محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

67

مناقب مرتضوى ( فارسي )

امير المؤمنين را با سيّد المرسلين است ، هيچ يكى از اهل بيت عظام و صحابهء كرام را در آن مشاركت نيست ؛ چنانچه حديث : « كنت انا و علىّ نورا بين يدى اللّه مطيعا يسبّح اللّه ذلك النّور و يقدّسه 1621224 خ 0 106 خ قبل ان يخلق آدم اربعة عشر الف عام » 2621224 خ 0 107 خ الى آخره ، مخبر اين معنى است . و گويند چون امير متولد شد ، رسول او را غسل داده و در كنار گرفته و زبان معجز بيان خود را در دهان با برهانش نهاده و اوّل چيزى كه امير تناول نموده ، لعاب دهان مبارك رسول اللّه [ بوده ] . » چنانچه در شواهد النّبوّة مىآورد كه : « روزى بر زبر منبر گفت : بپرسيد از من ماوراى عرش كه در ميان پهلوى من علوى بسيار است و اين اثر لعاب دهان خير البشر است . » و همچنان در كنار فيض آثار سيّد ابرار پرورش مىيافت تا هنگامى كه سرور ، سيّدة النّساء را به وى داده ، حجره تعيين فرمود و در تمامى غزوات علم سيّد كاينات به دست او بود و در آخرت لواء الحمد نيز به دست او خواهد بود . و در ليلة المعراج همراه بود و چون آن سرور در ميان صحابه دو مرتبه عقد مؤاخاة منعقد گردانيد ، او را هر دو نوبت با خود عقد اخوّت بست ؛ چنانچه يك نوبت فرمود : « انت اخى فى الدّنيا و الآخرة 3621224 خ 0 108 خ » نوبت ديگر گفت : « انا اخوك 4621224 خ 0 109 خ » و در زمان شكستن بتان بر دوش مبارك رسول بود و در وقت مباهله نيز همراه بود و آن سرور را بعد از رحلت غسل داد و تكفين نمود و به قبر درآورد و اول شخصى كه بر جنازهء پيغمبر نماز گزارده و آخرين كسى كه از قبر مبارك بيرون آمده او بود ؛ و « أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ » نيز وصف ذات فايض البركات اوست ؛ زيرا كه آيهء مذكوره در غزاى خيبر بعد از فتح نازل شده و سبب نزول در كلّ تفاسير و صحاح ستّه و مشكوة و غيره چنين مسطور است كه : « آن سرور - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - يك مرتبه ابو بكر صديق و دو دفعه عمر بن الخطاب را رايت و علم داده با جمعى از صحابهء كبار به جنگ روانه كرد و ايشان روى به فرار آوردند ؛ پس آن سرور فرمود : « لاعطيّن الرّاية غدا رجلا كرّارا غير فرّار يحبّ اللّه و رسوله » و رايت نصرت آيت را به دست حق‌پرست امير المؤمنين داده روانه فرمود و آن فتح به دست امير شد . » و در شرح الامية آمده كه : « امير را سيّد ابرابر ، كرّار از آن خواند كه به تكرار حمله بر كفّار كردى و فرار ننمودى . » و از اينجاست كه صاحب نزهت الارواح گويد : « شيرمردى كه در هيجا به هيچ روى پشت نداده و شيرى كه به هيچ روى پشت نياورده ؛ آن پردلى كه به يك نعره لشكر را دو پاره مىكرد و آن صفدرى كه بر يك حمله نه قلعه را دوپاره مىافكند و آيهء كريمهء : « وَ كَفَى