محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

65

مناقب مرتضوى ( فارسي )

مسكين داد و ساير اهل بيت نيز موافقت نموده ، به آب خالص روزه گشوده و شب به طاعت گذرانيده و ديگر روز روزه گرفتند . باز وقت افطار يتيمى به در خانه آمد سؤال كرد . طعامى كه بود ايثار كردند . شب سيم نيز اسيرى به سر وقت ايشان رسيد . آنچه از اطمعه بود به او داده و به آب خالص افطار نموده ، تمام شب به طاعت الهى بسر بردند . بعد از آن سورهء « هل اتى » نازل شد و چندى از اكابر سلف نيز از اين معنى خبر مىدهند . » شاه قاسم انوار گويد : الا اى شهنشاه ملكا كبيرا * على الحق تويى مؤمنان را اميرا به نصّ كلام و حديث پيمبر * ولى و وصى خداى نبى را تو را مىتوان خواند انسان كامل * كه هستى به معنى سميعا بصيرا چو كردى ادا صوم « يؤفون بالنّذر » * شدى ايمن از « شرّه مستطيرا » بود « يطعمون الطّعام » آنكه دادى * به مسكين ديگر « يتيما اسيرا » ز « انّا نخاف » از خدا گشتى ايمن * ز « يوما عبوسا » و از « قمطريرا » شيخ عطار گويد : به مسكين نانى از بهرِ خدا داد * خداوند جهانش « هل اتى » داد خواجه عبد اللّه انصارى گويد : آن شنيدى كه حيدر كرّار * كافران كشت و قلعه‌ها بگشاد تا نداد آن سه قرص نانِ جوين * هفده آيت خداش نفرستاد مولانا جامى گويد : نوح را « عبدا شكورا » گفت در « اسرا » ولى * « سعيك مشكورا » آمد مر ترا در « هل اتى » با ملايك مر ترا اندر « تخافون » ياد كرد * باز در « انّا نخافت » حمد مىگويد خدا امير هاشمى گويد : گرچه سه شب قسمت خود را امير * داد به مسكين و يتيم و اسير لاجرم آمد ز نعيم عطا * درخور او مائدهء « هل اتى » سلمان گويد : اى برابر كرده ايزد با خليلت در وفا * آيهء « يؤفون بالنّذر » است بر قولم گوا بود با ايوب همسر در كُهِ صبر و شكيب * گشته با جبريل همره در رهِ خوف و رجا نوح را در شكر گر « عبدا شكورا » گفت گفت * از برايت « سعيكم مشكورا » اندر « هل اتى » كمال گويد :