محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
410
مناقب مرتضوى ( فارسي )
چون به سمع شريف امير المؤمنين رسيد كه معاويه به طريق عصيان سلوك مىنمايد و ابواب ضلالت بر روى خود مىگشايد ، چندين كرّت رسولان سخنگذار به دمشق فرستاد و به نوك كلك گوهربار مواعظ دلبند و نصايح سودمند بر صحايف اوراق مرقوم گردانيده ، ارسال داشت اما در آن شيفتهء عجوزهء جاه و مال 6314224 خ 0 46 خ آن كلمات هدايتنشان اصلا اثر نكرده و همچنان در مقام عناد و بغى بود و شرط اطاعت بجاى نياورد و هر نوبت در جواب مكتوب يعسوب المسلمين به كلك بىحيايى سخنان درشت نوشته ، ريختهء خون عثمان را به خدّام امير المؤمنين نسبت نموده ، قاصدان امير را آزرده رخصت مىنمود . چون بر راى جهانآراى سلطان اوليا ظاهر گشت كه انطفاى آتش نزاع معاويه بجز تحريك تيغ آبدار صورتپذير نيست و قطع مادهء عداوت ظلمهء شاميان جز به استعمال سيف و سنان ميسر نى ، بنابراين به اطراف و جوانب ممالك فرامين فرستاد كه دليران رزمآزماى و شجاعان آهنفرساى به سدهء سينهء امامت و عتبهء عليهء كرامت شتابند . به اندك زمانى در بلدهء كوفه لشكرى جمع گشت كه ديدهء گردون پير ، نظير آن نديده بود و بهرام خونآشام از كمال شجاعت ايشان انگشت حيرت به دندان گرفته ، تعجب مىنمود . آنگاه شاه ولايتپناه روزى كه سردار آن قبايل و صدرنشينان محافل در مسجد كوفه مجتمع بودند ، بر منبر برآمده بعد از اداى حمد و ثناى الهى و نعت حضرت رسالتپناهى بر زبان فصاحت بيان راند كه : يا ايها النّاس ، همم عاليه بر دفع اشرار شام و قلع اصحاب ظلام مصروف داريد و در محاربهء اهل بغى اهتمام تمام بجا آريد كه دشمنان ديناند و قاتلان مسلمين . آنگاه مالك اشتر برخاسته گفت : يا امير المؤمنين ، تا جان در بدن داريم ، دست از دامن متابعت تو كوتاه نگردانيم و در امر قتال و جدال به اعداى نكبتمآل تأخير و تقصير جايز نداريم . بايد كه به خاطر جمع به محاربه توجه فرمايى و در مقاتلهء ظلمهء شام اهمال ننمايى . پس جمعى از اعيان آن مجلس مثل عمار ياسر ، سهل بن حنيف ، قيس بن سعد عباده ، عدى بن حاتم طائى و غيرهم ، به تقويت مالك اشتر كلمات پسنديده بر زبان آورده به محاربهء اهل ظلالت اظهار رغبت نمودند . چون خاطر اكابر و اصاغر بر امضاى آن عزيمت قرار گرفت ، امير المؤمنين ابو مسعود انصارى را به نيابت خويش تعيين نموده ، رايت نصرت آيت برافراخته ، در آخر شوال سنهء ستّة و ثلاثين نهضت فرمود . روزى چند نخيله را لشكرگاه ساخت و در آن مكان نود هزار مرد كه از آن جمله هشتاد نفر از اهل بدر و هشتصد نفر از اصحاب بيعت الرّضوان بودند ، در ظلّ حمايت شاه ولايت جمع آمدند ؛ پس كوچ فرموده به صوب شام روان شد . و از تاريخ اعثم كوفى چنان معلوم مىشود كه در آن اوان كه شاه مردان در راه شام قطع منازل و مراحل مىفرمود ، نوبت ديگر ميان آن حضرت و معاويه ، ارسال رسل و رسايل سمت وقوع