محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

403

مناقب مرتضوى ( فارسي )

فرحناك شده سجدهء شكر بجا آورد ، فرمود : « السّلام على الهمدان . » و امير المؤمنين در يمن بود كه سيّد المرسلين احرام حجة الوداع بسته ، خبر به امير المؤمنين فرستاد تا در راه به آن سرور آمده ، ملحق شد . » مثنوى : كمر بست در خدمت مصطفى * شد از سالكان طريق وفا به اوصاف اشراف موصوف شد * بر او سرّ كونين مكشوف شد در اسلام كارش به جايى رسيد * كه چشم فلك مثل او كس نديد و در تمامى مواقف كامله و معارك فاضله در ملازمت حضرت رسالت‌پناه شرايط شجاعت و مراسم هدايت و اجتهاد مرعى داشت و به اصناف الطاف الهى و انواع اعطاف نامتناهى مفتخر و مباهى گشت و رايت ولايت و كرامت در اقطار امصار برافراخت . مثنوى : ز رايش اساس شريعت مبين * دلش مهبط نور علم اليقين ضميرش منوّر به انوار وحى * كلامش مفسّر به اطوار وحى و در اين سال در موضع غدير خم آن سرور امير را به حكم الهى خليفه و نايب مناب خود گردانيده و بعد از هشتاد و چهار روز از دار فنا به دار بقا رحلت فرمود . چنانچه بيان اين واقعه مجملى در باب آيات و احاديث مذكور شد اما در باب خلافت بر سبيل تفصيل مرقوم خواهد شد . حالا بياييم بر سر غزواتى كه امير المؤمنين را بعد از سرور كاينات رو داده . در حبيب السّير و بحر المناقب مسطور است كه : « شاه ولايت را در ايام خلافت با سه طايفه مقاتله افتاد : « ناكثين » و « قاسطين » و « مارقين » . ناكثين ، عبارت است از طلحه و زبير و جماعتى كه به نقض بيعت جرأت نمودند و آن محاربه را مورخان حرب جمل گويند ؛ زيرا كه عايشه در آن مخالفت ، با طلحه و زبير موافقت نمودند و در روز جنگ بر جمل سوار بود . در آن روز نسيم نصرت و ظفر بر علم امير المؤمنين حيدر وزيد و بسيار كس از مخالفان كشته گرديد . اما قاسطين ، عبارت است از معاويه و جماعتى كه معاونت او نمودند . و مقاتلهء امير المؤمنين و قاسطين در صحراى صفين اتفاق افتاده ، بعد از كشمكش فراوان مهم به مصالحه انجاميد و قضيهء شنيعه به حكم واقع گرديد . و مارقين ، خوارج نهروان را گويند كه سرور ايشان عبد اللّه بن وهب الرّاهى بود . در آن جنگ نيز صورت فتح ، امير المؤمنين على را روى نموده و ذو الثّديه با اكثر ملاعين در كنار رود نهروان به صوب دوزخ روان شدند . جمهور مورخين را اتفاق است در اينكه در وقت معركهء حرب جمل چون سپاه كوفه در