محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

21

مناقب مرتضوى ( فارسي )

درنوردى . مثنوى : گفتم كه چنين شگفت كارى * از من نايد به روزگارى چون من بكنم قبول اين حرف * گنجايش بحر نيست در ظرف بعد از استماع انكسار اين خاكسار بشاشت با بشارت نموده ، به زبان درربار به مضمون اين بيت ، التفات فرمودند . لمؤلفه : هركه كرده است بارها تصنيف * نيست دشوار پيش او 8970224 خ 0 29 خ تأليف المقصود ، چون در اين باب خواهش شيخ و شاب بيش از پيش مشاهده افتاد ، مسئلت فاتحهء فايضه كردم ، دست مناجات به درگاه قاضى الحاجات برآورده ، قرائت فاتحه نموده و به منازل فيوض نازل خود متوجّه گرديدند . به بركت و ميمنت فاتحهء فايحه ، دل اين بيدل را انشراحى و افتتاحى پديد آمد به نظر تأمّل و تفكّر به مطالعهء : « لا يتحرّك ذرّة الّا باذن اللّه » كرده ، از خود رفتم . بعد از ساعتى به حال اصلى باز آمده ، با خود گفتم : اى كشفى ، اين اشارتى است از اشارات غيبى و بشارتى است از بشارات لاريبى . بايد كه خاطر فاطر - من كلّ الوجوه - از جميع امور مهجور ساخته ، مشغول به حصول اين سعادت سرمدى و عبادت ابدى و توفيق يافتن اين امر عالى متعالى ، خالى از عنايت خاص حضرت ايزد متعال نشمرى . بعد از تقدير مقدّرات مسطوره و تذكير اين تكلّمات مذكوره ، مآل صورت حال آنكه به اهتمام تمام در صدد گردآوردن كتب معتبره گشتم . به عنايت جامع المتفرّقين ، اكثرى از نسخ متقدّمين و متأخّرين را جمع آورده ، در استنباط احوال خجسته مآل آن حضرت - كرّم اللّه وجهه - بودم كه اخوى اعزّى قرّة العين مير محمّد مؤمن - اطال اللّه عمره - كه در نسبت ، برادر حقيقى است و به حسب اتّحاد و يگانگى ، محبوب تحقيقى - اكرمه اللّه فى الدّارين - به بركت صاحب قاب قوسين به زبان اخلاص و به لسان اختصاص گفت : اى برادر ، اگرچه موفّق شدن به اين گونه امر عظيم از ثمرات سعادت ازلى است ، امّا نشنيده‌اى كه آن پير تجربه كار شيراز چه گفته ؛ بيت : كس از دست جور زبانها نرست * اگر حق‌پرست است ور خودپرست ملاحظه دارم كه مبادا از جمع نمودن اين مجموعهء محموده از آنچه تو بالذّات