محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

20

مناقب مرتضوى ( فارسي )

چهارمش دانيم در مقام شريعت و جهاندارى . و از اهل بيت كرام و خليفهء اوّل به حسب ارشاد و تلقين علوم صورى و معنوى در مقام طريقت و معرفت . چنانچه اسم متبرّكش بعد از اسم مطهّر مقدّس سيّد كاينات در شجرهء رابطهء طريقت و معرفت ثبت نماييم و اين سخن نه مستشهد طلب است . « و هو عيان لا يحتاج بالبيان » . لوالدى : با نبوّت همنشين چون كف به دست * در خلافت چون نبى آخر نشست مطلب از تطويل كلام آن است كه ، هركس بر سلسلهء سنيهء اهل سنّت عقيدهء فاسد دارد ، فسخ اعتقاد خود كند ؛ زيرا كه ما جواب مشروح گفتيم . در اين محل آن عالم تبريزى گفت كه : دربارهء خوارج چه گويى ؟ گفتم : خروج آن ملعونان مردود در خلافت آن حضرت - كرّم اللّه وجهه - بعد از واقعهء شنيعه حكم شده بود - الحمد للّه على احسانه - كه آن گروه بىشكوه را قهّار حقيقى و جبّار تحقيقى ، به عدل بىعديل خود به خاك تيره برابر ساخت ؛ چنان كه امروز در عرصهء زمين يك تن از آن فرقهء لعين موجود نيست . بعد از طى تكلّمات مذكوره و مقدّمات مسطوره ، عزيزى چند از ارباب عرفان و اصحاب ايقان كه به كلبهء احزان اين حيران تشريف شريف ارزانى داشتند ، گفتند : رفع مظّنهء عبثى كه اهل تشيّع را دربارهء اهل تسنّن است ، در غايت سهولت و نهايت آسانى است . فقير گفت : هدايت نماييد . فرمودند : از جنس آيات قرآنى و احاديث حبيب سبحانى و فضايلى كه به ذات محبوب المؤمنين و يعسوب المسلمين و مطلوب الكاملين - كرّم اللّه وجهه - منسوب است و در تصانيف شريف لطيف علماى مذهب ما مسطور است ، صاحب شعورى بايد تا از هر كتابى معنعن نقل برداشته ، مجموعه سازد . و از بهر الزام كسانى كه دربارهء اهل سنّت عداوت اميرى كه دوستى او به حكم حديث : « عنوان صحيفة المؤمنين حبّ علىّ بن ابى طالب - كرّم اللّه وجهه - » سرنامهء ديوان جميع مؤمن و مؤمنه است ، ثابت مىكنند . در پيش ايشان گفتم : اين را دانشى بايد كامل و سامانى با دانش كامل شامل ؛ زيرا كه اين قسم مجموعه بىجمع آوردن كتب معتبره انصرام نپذيرد ؛ بلكه بىامداد روح مقدّس امير المؤمنين و امام الاعلمين - كرّم اللّه وجهه - حسب الخواهش دوستان سرانجام نگيرد . اعزّه - كلّهم - خطاب به متكلّم كرده ، گفتند : قادر حقيقى به ذات انسان قدرتى كرامت كرده كه هرگونه امرى توجّه مصروف دارد ، معطّل و موقوف نگذارد . بايد كه به حكم : « السّعى منّى و الاتمام على اللّه » به اين سعادت عظمى و عبادت كبرى تو موفق گردى و اين بيابان فصاحت و بلاغت را به تأييد عنايت صمدى