محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

263

مناقب مرتضوى ( فارسي )

منقبت : هم در فصل الخطاب مسطور است كه : « در زمان عمر بن الخطّاب - رضى اللّه عنه - زنى مجنونه را آوردند كه زنا كرده بود ، عمر حكم به رجمش نمود . امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - گفت : از رسول - صلّى اللّه عليه و آله [ و سلّم ] 5813224 خ 0 28 خ - شنيده‌ام كه مىفرمود : « رفع القلم عن ثلث : عن المجنون حتّى تبرؤ ؛ عن الغلام ، حتّى يدرك ؛ و عن النّائم ، يستقيظ . فخلى عنها . » يعنى برداشته است خداى تعالى قلم را از سه قوم : از ديوانه تا به شود و از كودك ، تا بالغ شود و از نايم تا بيدار شود . پس عمر درگذشت از سنگسار كردن آن و رجوع كرد به قول امير المؤمنين و گفت : « عجزة النّساء ان يلدن مثل على بن ابى طالب ، لو لا على لهلك عمر . » يعنى عاجزاند زنان در زادن مثل على و اگر نمىبود على ، هر آينه هلاك مىشد عمر . » منقبت : در تفسير فخر رازى و كنز العرفان در بيان آيهء كريمهء : « لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ » 6813224 خ 0 29 خ الآيه ، مسطور است كه : « در زمان عمر بن الخطاب قدامة بن مظعون شراب خورد ، خليفه خواست بر وى اجراى حدّ كند . قدامه آيهء مذكوره خوانده ، گفت : بر من حدّ واجب نيست ؛ خليفه دست از وى بداشت . چون اين خبر به امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - رسيد ، بدار الشّرع آمده ، گفت : يا ابا حفص ، چرا ترك حدّ كردى از قدامه ؟ عمر - رضى اللّه عنه - فرمود : اين آيه بر من خواند . امير المؤمنين على - كرّم اللّه وجهه - فرمود : او از اهل اين آيه نيست ؛ چه مرتكب حرام شده و اهل ايمان به موجب آيه ، حرام را حلال ندانند . پس او را بازگردان و توبه‌اش بده به آنچه گفته و بعد از توبه اجراى حدّ بر او كن و اگر توبه نكند به قتل آر كه او از ملّت اسلام خارج است . چون اين خبر به قدامه رسيد ، توبه كرد . » منقبت : در دفتر ثانى روضة الاحباب و مجلّد اوّل حبيب السّير مسطور است كه : « در سال بيست و نهم از هجرى در زمان عثمان - رضى اللّه عنه - ضعيفه [ اى ] از قبيلهء جهينه آورده گفتند كه : بعد از عقد نكاح و وقوع خلوت با شوهر به مدت شش ماه فرزند آورد . عثمان - رضى اللّه عنه - بىتأمل به رجمش حكم كرد . چون امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - بر