محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

227

مناقب مرتضوى ( فارسي )

فرض در هيچ حال بر خلاف فرايض معهوده نقصان‌پذير نيست ؛ چنانچه كلمهء طيّب گفتن در تمام عمر يك بار فرض است و صوم در تمام سال يك ماه و نماز در شبان‌روزى پنج وقت و اگر مصلّى مسافر بود ، قصر است و زكات تا صاحب نصاب نگردد و همچنين حج بىحصول استطاعت زاد و راحله فرض نيست . كما قال اللّه تعالى : « وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا » 1672224 خ 0 150 خ اما محبّت اهل بيت فرضى است دايمى كه به هيچ وجه من الوجوه از ذمّهء مؤمنان و مؤمنات ساقط نمىشود و بنابراين نظر بر آيهء : « وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ » 2672224 خ 0 151 خ كرده ، از اين خيال ندامت‌مآل درگذر . چون از آن عزيز صاحب تمييز اين‌گونه مواعظ و نصايح استماع نمود ، از قساوت قلبى كه داشت ، او را نيز از اهل تشيّع پنداشت رنجيد . القصّه آن آشنا به اضطراب تمام و بيان مالا كلام پيش فقير آمده گفت : فلانى ، از روى دوستى و اخلاق ديرينه كه با تو دارم ، تو را آگاه مىسازم . بايد كه در جمعهء آينده از خود باخبر باشى ؛ زيرا كه فلان كس در حقّ تو اين‌چنين اراده كرده . لمؤلّفه : مژده باد اى دل كه دلدار آمده * جان به كف نِهْ ، وقت ايثار آمده بعد از آن گفتم : اى عزيز ، در وقتى كه فقير به استدعاى ياران شروع در تأليف اين كتاب كرد ، چون از علم ظاهر همچو علم باطن بىبهره بود ، متألّم شده گريست و ساعتى سر به زانوى تفكّر نهاده و از خود رفت . مقارن اين حال ، روح ولى ايزد متعال يعنى سلطان الاولياء على مرتضى گذارى بر سر خاكسار خود كرده به بشارت : « لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ » 3672224 خ 0 152 خ مبشّر گردانيد . در آن وقت اين خاكسار به انكسار تمام از آن معدن جود و احسان التماس نمود كه : اى سرور ابرار ، [ صلهء ] 4672224 خ 0 153 خ اين كار ، مىخواهم درجهء شهادت به من مرحمت شود و موجب يافت اين دولت محبّت ذات قدسى آيات تو باشد . اميد است كه التماس اين نيازمند درجهء قبول يافته باشد . رباعى : از لطف تو هيچ بنده نوميد نشد * مقبول تو جز مقبل جاويد نشد لطفت به كدام ذرّه پيوست دمى * كآن ذرّه بهْ از هزار خورشيد نشد و از كرم عميم آن پيشواى اسخيا و مقتداى اصفيا بعيد نيست كه پيش از انصرام خدمت بر سبيل مساعدت مزد عطا كند . زينهار از اين معنى انديشه به خاطر ميار . و سوگند دادم كه به ياران و محبّان فقير نيز از اين مقوله اظهار مكن كه مبادا پيش از قصد قاصد ، قصد قتلش كرده فقير را از مقصد اصلى و مقصود كلّى مهجور و محروم سازند . بنابر مبالغهء فقير اخفاى راز