محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
220
مناقب مرتضوى ( فارسي )
مىنويسم هرچه مىفرمايد او * حيرتم رو داده از اين گفتگو مستى عشقش مرا از من ربود * نيستم آگاه زين گفتوشنود اى منزّه وصفش از اقوال ما * كنهِ ذاتش برتر از احوال ما وصف ذاتش را بيان باشد سكوت * اين موتى 6472224 خ 0 135 خ وصف حىّ لا يموت منقبت : در مناقب خطيب از انس مالك مروى است كه : « شبى سيّد كاينات - عليه افضل الصّلوة - را ديدم . از سر غضب رو به سوى من كرده ، فرمود : اى انس ، تو را چه بر آن داشت كه آنچه از من به فضل و كمال على شنيدى ادا نكردى كه آخر به عقوبت برص مبتلا شدى و اگر استغفار على تدارك تقصيرات تو نمىكرد ، هر آينه رايحهء جنّت نمىشنيدى . اكنون در باقى عمر آشكار كن اين خبر را كه مواليان على و آل او ، پيشروان و سابقانند به سوى جنّت و همسايههاى حسن و حسين و حمزه و جعفر و على ، صدّيق اكبر است . هركس او را دوست دارد ، بشارت ده به او كه خاتم انبيا مىگويد مترس از هول قيامت . » مؤلف گويد كه : در زمان تأليف اين كتاب ، مطابق بشارت مذكور شبى هاتف غيب از عالم لا ريب به اين حقير مژده داد و به حسب ظاهر باعث آن شد كه شخصى پيش فقير آمده گفت : به چه كار مشغولى ؟ گفتم : به تأليف مناقب امير المؤمنين . گفت : هيچ از فضايل خلفاى ثلثه هم در اين كتاب مرقوم نموده [ اى ] ؟ گفتم : نه ، مگر تقريبا . گفت : ظاهر مىشود ؟ گفتم : كدام مؤمن از دايرهء مذهب و ملّت ايشان بيرون است . و لهذا شيخ عطّار در تذكرة الاولياء مىنويسد كه : امام اعظم از شاگردان امام جعفر صادق [ ع ] است و شافعى به مدّاحى اهل بيت افتخار مىكرد ، چنانچه گفت ؛ شعر : لو كان رفضا حبّ آل محمّد * فليشهد الثّقلان انّى رافض 7472224 خ 0 136 خ و حنبل و مالك اگر خاك پاى ايشان يافتند ، توتياى چشم خود كردندى . بعد از استماع اين مقدّمات گفت : من مريد سيّد محى الدّينم . هر مذهبى كه آن داشته ، او بر حقّ است . گفتم : اگر مريد ايشانى ، من به هفت واسطه خليفهء ايشانم و چنانچه خرقه و مثال آن از خواجگان حقيقت 8472224 خ 0 137 خ - قدّس اسرارهم - دارم ، الحمد للّه ازين سلسلهء متبرّكه نيز يافتهام . معروف كرخى كه پير پيران سيّد محى الدّين است و چندين هزار ولى كامل از دامن دولت او برخاسته ، خود دربان على موسى الرّضا بود و اگر اعتماد نكنى در شجرهء ارادت كه آن را به اصطلاح صوفيه