محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
201
مناقب مرتضوى ( فارسي )
منقبت : در صحيح ترمذى و مشكوة و مصابيح از جميع بن عمير مروى است كه : « روزى همراه عمّهء خود به خانهء عايشه - رضى الله عنها - درآمدم . پرسيدم كه : يا امّ المؤمنين ، من كان احبّ النّاس الى رسول اللّه ؛ يعنى دوستترين مردم به سوى رسول كه بود ؟ گفت : فاطمه . فقلت انّما اسئلك عن الرّجال ؛ يعنى گفتم : از مردان مىپرسم . گفت : شوهر او . » مؤلف گويد : زمخشرى در كتاب ربيع الابرار آورده كه : « بعد از سؤال و جواب مسطور ، امّ المؤمنين گفت : چرا دوستترين مردمان نباشد كه پيوسته روزهدار و شب بيدار بود و به خدا كه ديدم در حين وفات ، آب از دهن سرور كاينات در كف مرتضى على جارى شد و او بياشاميد آن را . راوى گويد : من گفتم چون چنين بود تو را ، چه بر آن داشت كه با وى حرب كردى ؟ امّ المؤمنين چادرى بر رو كشيده ، بسيار گريست و گفت بر من مقدّر بود . » منقبت : در روضة الشّهداء از ابن عباس - رضى الله عنه - مروى است كه : « روزى اصحاب از آن سرور - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - پرسيدند : يا شفيع المذنبين و خير النّبيين ، چه كلمات بود كه آدم - عليه السّلام - آن را بر زبان راند و به بركت آن حقّ سبحانه توبهاش قبول كرد ؟ فرمود : سأل آدم عن ربّه بحقّ محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين ان تبت علىّ ؛ يعنى سؤال كرد از حقّ سبحانه اين [ كه اى ] 0072224 خ 0 90 خ پروردگار من ، به حقّ اين پنج تن توبهء من قبول كن . اللّه تعالى توبهء آدم را قبول كرد . » رباعى : يا ربّ به محمّد و على و زهرا * يا ربّ به حسين و حسن و آل عبا كز لطف برآر حاجتم در دو سرا * بىمنّت خلق يا علىّ الاعلى منقبت : هم در مودّات از ابى سالم مروى است كه : « من از جابر انصارى - رضى الله عنه - پرسيدم كه : آنچه تو را از رسول ، فضايل على معلوم شده با من بيان كن . جابر گفت : امير المؤمنين بعد از خير النّبيين به موجب نصوص قرآنى و احاديث حبيب سبحانى ، خير البشر است . پس گفتم : چه گويى در حقّ آنان كه بغض و عداوت او در دل داشتند ؟ گفت : ايشان به تحقيق كافر شدهاند