محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
189
مناقب مرتضوى ( فارسي )
لوا جلاجل باشد با قبّههاى نور آويخته و در هر قبّه ، حوران با جمال نشسته و به دست هريك براتى و در آن براتها تعيين ازواج ايشان نموده و حوران در غرفات آن قبات منتظر ازواج خود مىباشند تا هركدام قرين خود را در ميان خلايق عرصات ببيند ، دست نياز دراز كرده ، نامزد خود را به اكرام و اعزاز تمام بر تخت ناز كشد . بعد از آن ملائكه را فرمان شود تا آن علم را بردارند . چون ملايك از حمل آن عاجز آيند ، حقّ سبحانه فرمايد : اين اسد اللّه الغالب ؟ يعنى شير ، حضرت ما على بن ابى طالب كجاست ؟ امير المؤمنين حاضر شده و آن لوا را چون گلدسته بر سر دست گرفته از پل صراط بگذراند . و به روايتى حقّ سبحانه بادى از نسايم جنّت بفرستند تا على عالى ، عالم را با لواى حمد برداشته به فضاى جنّت فرود آرد . و آن علم در آن روز بر سر شاه مردان بر مثال تاجى باشد و اوليا در آن علم ، بر مثال جواهر و زواهر در تاج . بيت : لواى حمد ببين بر سرش به روز قيام * ببين به تاج سليمان و مرغ بر سر او و تا آن لوا در عرصات قايم بود ، اهل دوزخ را در عذاب تخفيفى باشد و چون از صحراى عرصات به عرصهء جنّات برند ، عذاب بر دوزخيان صعب گردد و اطباق جهنّم را مطبّق سازند ؛ آن هنگام ، خلايق قدر و منزلت لواء الحمد بشناسند و به ستايش او اقدام نمايند . » منقبت : هم در معارج النبوّة ذكر تطهير بيت الحرام از انجاس اصنام و ارجاس ازلام به اهتمام سيّد الانام - عليه الصّلوة و السّلام - چنين مىآرد كه : « متنهاى كتب سير مملوّ و مسخّر توست 5662224 خ 0 56 خ . از اين خبر مشركان كه سيصد و شصت بت در اطراف نواحى كعبه نصب كرده بودند و ابليس اقدام آن بتان را به رصاص در زمين استوار كرده بود ، آن سرور - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - نيزه يا چوبى كه در دست مبارك داشت به آن بتان اشاره مىفرمود : « قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ » 6662224 خ 0 57 خ . آن بتان به مجرّد رسيدن چوب ، درمىافتادند با آنكه پاىهاى ايشان به رصاص استوار بود . همچنين هر بت كه در خانههاى مشركان بود ، آن روز همه بر دور افتاد و سيد المرسلين با امير المؤمنين اشاره كرد تا اوصاف 7662224 خ 0 58 خ و نايله را بشكست . و به روايتى اساف بر صفا منصوب بود و نايله بر مروه . گويند : اصل آن دو بت يكى اساف بن عمرو بوده ، مردى بود از جرهم و ديگرى نايله بنت سهيل هم از قبيله جرهم . هر دو در خانهء كعبه زنا كردند و خداى - عزّ و جلّ - ايشان را مسخ گردانيد كه سنگ شدند و قريش از كمال جهالت و فرط حماقت و ضلالت به پرستيدن آن دو بت ممسوخ اشتغال نمودند و چون آن صنم كه نايله نام